BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان بگو سیب
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان بگو سیب

کتاب رمان بگو سیب

نوشته‌ی زهرا ارجمند نیا
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 537 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 352

درباره کتاب رمان بگو سیب

در این قصه، نه از لجبازی‌های بیهوده خبری هست و نه از غرورهای آزاردهنده. دختر و پسر داستان، تنها دست در دست هم می‌گذارند تا مزه‌ی عشق را، به شیرینی توت، بچشند. آن‌ها می‌خواهند ثابت کنند که عاشق بودن یعنی هدیه کردن حس امنیت و آرامش، نه رنجاندن یکدیگر. این ماجرا در دنیای پرشور هنر رقم می‌خورد و پایانش، قاب عکسی است از شادی خالص، درست در آخرین سکانس.

بخشی از متن کتاب رمان بگو سیب

خسته بود و دلش خواب می خواست اما با فکر به پریزاد و این که ممکنه تا الان همه چیز و فهمیده باشه موبایل و یک بار دیگه دست گرفت و روی عکسش ایستاد. لمسش کرد. چندین بار، دلش هوای عطرش و کرد و دلتنگش شد. دلتنگ کسی که دلش می خواست الان توی بغلش بود. روی عکسش و لمس کرد. عکسی که برای ثبتش توی مخاطبین سیو کرده بود و علامت تماس روی صفحه نقش بست. چندبار پشت هم این کار و تکرار کرد و هربار بی جواب موند. اخماش هرلحظه بیش تر تو هم می رفتند و رگ هاش از نگرانی پر شده بودند و ورم کرده بودند. موبایلش و چندبار به پیشونیش کوبید و غرید: جواب بده دختر… جواب بده. مطمئن بود این جواب ندادن یک علتی پشتشه، شاید همین خواستگاری و جواب مادرش، نگرانی داشت بیش تر می شد و عین یک سم توی خونش پخش می شد. نفس عمیقی کشید و بدون تعلل شماره ی پولاد و گرفت.

کمی شک داشت که این وقت شب تماسش درسته یا نه اما قلبش انگار آروم و قراری نداشت. شنیدن صدای گرفته ی پولاد، باعث شد بایسته: سلام پولاد جان، ببخشید بدموقع مزاحمت شدم. پولاد با چندتا سرفه سعی کرد صداش و صاف کنه: سلام، نه مزاحم نیستین. خوبین شما؟! _ممنون، زنگ زدم به پریزاد چون یک کار مهمی باهاش داشتم اما گوشیش ظاهرا دم دستش نیست، میشه گوشی رو بهش بدی. نمی دونست پولاد تا چه حد از جریانات بینشون با خبره و برای همین محتاطانه علت تماس و به کارشون ربط داد.صدای پولاد گرفته تر شد: پری خوابه، یکم نفسش بازی درآورده بود بعدش گرفت خوابید. دست پوریا از میون موهاش سر خورد. لعنتی فرستاد، می دونست بی دلیل تماساش و بی جواب نذاشته. چندتا نفس عمیق کشید تا روی خودش مسلط شه: الان حالش خوبه؟! _بله، الان بهش سر زدم خوابش برده بود.

دست به کمر وسط اتاقش ایستاد، دلش می خواست آدرس بگیره و همین الان بره دم خونشون و خودش این خوب بودن و به چشم ببینه. چشماش و بست: مطمئن باشم؟! لبخند پولاد با تمام بی حالی شکل گرفت، شک کرده بود که این پسر به خواهرش علاقه داره و حالا مطمئن شده بود: خوبه آقای راد. راستی کنسرت امشبتون معرکه بود.. صحبت راجع به کنسرت آخرین چیزی بود که می خواست، به رسم ادب تشکر کرد و بعد کمی مکث تماس قطع شد. موبایل روی تخت سقوط کرد و خودش وارد سرویس شد. تمام تنش داشت می سوخت، حس بدی رو داشت تجربه می کرد. آب سرد و باز کرد و سرش و به یکباره زیرش گرفت، سرما تمام عضلاتش و منقبض کرد اما عقب نکشید. دستاش و به روشویی تکیه داد و سرش و آروم بالا آورد، موهای خیسش روی پیشونیش نشسته بودند و قطرات آب از سروصورتش می چکید، به تصویر خودش توی آینه زل زد

و با اخم های درهم نالید: چرا؟! فقط همین. آروم از سرویس خارج شد و با همون سروصورت خیس بدنش و روی تخت انداخت و خیره ی سقف با چهره ی پر درد نجوا کرد: این بار دیگه چه خوابی برام دیدی خدا؟! این نه قراره به کجا من و ختم کنه؟! حس کرد صداش لرزید: خسته نشدی از امتحانم؟! مشتش روتختی رو میون خودش له کرد و صدای فریاد دیوار های عایق و لرزوند: اما من خستم… من خستم.. چندساعتی بود از خواب بیدار شده بودم.نگاهم خیره ی سقف سفید بود و یک حس تهی بودن توی شریان هام پخش شده بود.آهی کشیدم و پلکام و یک بار باز و بسته کردم.در اتاق ضربه ای خورد و بعد سر پریشا داخل شد، نیم تنش هنوز بیرون از در بود. با دیدن چشمای بازم لبخندی زد: بیدار شدی؟! پس چرا نمیای بیرون. نگاهم و ازش کندم و دوباره به سقف دادم. دلم نمی خواست حرفی بزنم. سکوتم و که دید اومد تو و در و بست و با قدم های آروم به تختم نزدیک شد.

دانلود کتاب رمان بگو سیب از زهرا ارجمند نیا

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان بگو سیب

رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا
رایگان
رمان برزخ اما بهشت

رمان برزخ اما بهشت

نازی صفوی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.