BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان دچار باید بود
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان دچار باید بود

کتاب رمان دچار باید بود

نوشته‌ی مهسا نجف‌ زاده
ناشر اینترنتی
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 300 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 1,211

درباره کتاب رمان دچار باید بود

در کتاب دچار باید بود، داستان عاشقانه و تکان دهنده‌ی دختری را به تصویر می‌کشد که به پسری جذاب با چشمانی طوسی رنگ دلباخته است.

بخشی از متن کتاب رمان دچار باید بود

کتونیام از آب پر شده، توی گوشم میگی “رفتنی در کار نیست تا ابد اینجا میمونی” گیج و سردرگم نگاهت می‌کنم به مردی که چشمایی شبیه چشمای بابا داره همونقدر درشت و طوسی اما بدون اون محبت عمیقی که ته چشمای بابا بود و دستایی که به بزرگی دستای باباست اما بدون اون گرما بدون اون نوازش‌ها قرن‌ها طول کشید تا بفهمم تا یاد بگیرم این‌ها کافی نیست شبیه بودن چشم‌ها و دست‌ها…

به تو نگاه می‌کنم به طوسی‌های درخشان چشمات تو می‌خندی چشمات همیشه و همه‌جا پر از خنده است دقیقا یادم نیست امروز هم چشمات می‌خندید یا نه…

برعکس انتظارت دستام نمی‌لرزید اونقدر سریع و مصمم امضاء کردم که به دستام خیره شده بودی می‌دونم با خودت فکر کردی حتما دیوونه شده الآن باید گریه می‌کرد دستاش می‌لرزید و پر از عشق و ناامیدی و ترس از دست دادنم بهم خیره می‌شد متاسفم که محاسباتتو بهم ریختم…

اما با تمام این‌ها حتی کتونیامم ندیدی اخرین باری که کتونی بوشیده بودم، ماهرخ از یه ارتفاعی که هیچ وقت معلوم نشد کجاست و چقدره افتاده بود و من تمام شهرو با اون همه درد دویده بودم بیخیال تمام استراحت مطلق‌های دکتر نمی‌فهمیدم چطور ماهرخ از یه جایی که معلوم نیست کجاست افتاده ولی من نیفتادم ماهرخ تمام 4 ماه عمرشو میون هر دم و باز دم من بود لابه لای تک تک گلبول‌های قرمز خونم با من نفس کشیده بود با من راه رفته بود خندیده بود گریه کرده بود، غذا خورده بود با هر آهم آه کشیده بود. درد کشیده بودیم با هم در آغوش هم حسرت آغوش‌هایی را کشیده بودیم، که باید می‌بودن ولی نبودن و حالا مرده بود و من چطور قرار بود بعد از ماهرخ تنها راه برم بخندم گریه کنم غذا بوخورم آه بکشم حسرت بخورم و حتی درد بکشم…

دانلود کتاب رمان دچار باید بود از مهسا نجف‌ زاده

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان دچار باید بود

رایگان
رمان چیزهایی هم هست

رمان چیزهایی هم هست

مهسا نجف زاده
رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.