BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان غزال
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان غزال

کتاب رمان غزال

نوشته‌ی طیبه امیر جهادی
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 439 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 1,825

درباره کتاب رمان غزال

این داستان درباره‌ی دختری به نام غزال است؛ دختری محبوب و عزیز خانواده که دل خیلی از پسرهای فامیل را برده و هر کدام آرزوی رسیدن به او را در سر دارند. اما در میان همه‌ی این رقبا، سپهر برادر بهترین دوست غزال، سها رقیبی جدی‌تر و شاید سرنوشت‌سازتر است.

بخشی از متن کتاب رمان غزال

بهناز، اتفاقاً اگه خفه‌م کنی بهتره، چون امسال قحطی شوهره! البته طبق آمار، تعداد دخترها بیشتر از پسراست. بهناز! اگه قبول کنی زن پدربزرگم بشی خیلی خوب میشه؛ هم اون از تنهایی درمیاد، هم تو صاحب شوهر می‌شی. بیچاره، تنها دلخوشیش به تابستوناست که همه دور و برش جمع بشن. بهناز: باشه، قبوله! به شرطی که تمام دارایی‌شو به نام من بکنه! اون‌وقت من قول میدم به سال نرسیده، دی مرگش کنیم، و بعد از دو سه ماه، به یه پسر خوشگل و خوش‌تیپ و مامانی شوهر کنی! شوخی‌های بهناز باعث خنده شده بود، و سهل از رابطه‌ی دوستی ما خوشش اومده بود و مدام از آشنایی با ما ابراز خوشحالی و خرسندی می‌کرد. همان‌طور که درباره‌ی اتفاقات تابستان حرف می‌زدیم، یک‌دفعه بهناز زد به سرش و گفت: ــ خاک بر سرتون کنن! اون‌قدر حواسمو پرت کردین که یادم رفت از سُها بپرسم که قیافه‌ی برادرش جیگره یا نه!

سها گفت: ــ وای، چرا جیگر؟! اون خیلی به منظره‌ست، من دوست ندارم! از گفته‌ی سها، آن‌قدر خندیدیم که اشکمون سرازیر شد. هیچ‌کدوم نمی‌تونستیم توضیح بدیم. تریا با خنده گفت: ــ باید چند ماه شاگردی بهناز رو بکنی تا اصطلاحاتش رو یاد بگیری. “جیگر” یعنی خوشگل! سها هم خنده‌اش گرفته بود: ــ اوه بهناز، تو خیلی بانمکی! آره، اون خیلی خوشگله. قد بلندی داره، با چشم‌های درشت و خاکستری. روی گونه‌هاش چال هست که وقتی می‌خنده، خوشگل‌تر هم می‌شه… یک‌دفعه بهناز روی نیمکت ولو شد! سها با ترس گفت: ــ وای خدای من! چی شد؟! مینا: بهناز! تروخدا از این مسخره‌بازیات دست بردار! سها به اداهای تو عادت نکرده. ببین طفلکی رنگش پریده! بهناز چشم‌هاشو باز کرد، خنده‌کنان صاف نشست و شروع کرد به سر به سر گذاشتن و شوخی کردن. بهناز: ــ آهای مطرب، بنواز تا برقصیم! خوش باشید فرزندان من!

مینا دست بهناز رو گرفت و گفت: ــ بلند شو بریم، الآن خانم رحیمی اخراجمون می‌کنه! بهناز، مثل بچه‌های مطیع گفت: ــ ببخشید خانم معلم! یادم رفت ازتون اجازه بگیرم. حالا اجازه بفرمایین بی‌صدا و بی‌آهنگ برقصیم! سپس دستم را گرفت و گفت: ــ جیگر! باشه تا با هم لانگو برقصیم، به شرط اینکه اون چشماتو درویش کنی! روز اول مدرسه خیلی خوش گذشت. چهار ساعت بیکار بودیم و فقط ساعت آخر، دبیر ادبیات سر کلاس آمد. دو روز بعد، که پنج‌شنبه بود، با بچه‌ها قرار گذاشتیم که مثل سال‌های قبل، روز جمعه همراه خانواده‌هامون به کوه بریم. سها با ناراحتی گفت: ــ خیلی دوست دارم با شما بیام، ولی چون پدرم درگیرِ کاره و مامانم هم تهران رو خوب نمی‌شناسه و نمی‌تونه سهیل رو تنها بذاره… کاش یکی از برادرات می‌اومد دنبالم… هاله‌ای از اشک چشمانش رو پوشوند و جواب داد: ــ متأسفانه سپهر ایران نیست. اون تو زم زندگی می‌کنه.

گفتم: ــ می‌خوای ما بیایم دنبالت؟ ــ مامانم تا کسی رو نشناسه اجازه‌ی رفت‌وآمد نمیده… خیلی بد شد. من همیشه فکر می‌کردم اونایی که ایران زندگی می‌کنن این‌طورین، ولی انگار همه‌ی ایرانیا این عادت رو دارن، حالا فرق نمی‌کنه چه ایران باشن چه خارج! عصر به خونه‌ی عمو که توی زعفرانیه قرار داشت رفتم تا هم بعد از چند روز دیداری تازه کنیم، هم با سهند و پاشا برای فردا هماهنگ بشیم که با هم بریم کوه. مسیر بین خونه‌ی ما، که در خیابان فرشته بود، تا اونجا راه زیادی نبود. پیاده رفتم. پیاده‌روی در هر فصل واقعاً لذت‌بخشه؛ مخصوصاً روی برگ‌های آغشته به رنگ زرد و نارنجی که با خزان روی آسفالت خیابون‌ها ریخته بودن و با گام‌های عابرین، صدای خش‌خش‌شون، سمفونی زیبایی ایجاد می‌کرد… وقتی زنگ را فشار دادم، سهند که سه ماه از من کوچکتر بود، جواب داد. صدایم را موش کردم و گفتم…

دانلود کتاب رمان غزال از طیبه امیر جهادی

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان غزال

رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا
رایگان
رمان برزخ اما بهشت

رمان برزخ اما بهشت

نازی صفوی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.