BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان نبض تپنده
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان نبض تپنده

کتاب رمان نبض تپنده

نوشته‌ی Miss No.1
ناشر اینترنتی
سال انتشار 1395
تعداد صفحات 153 صفحه
نوبت چاپ اول
بازدید 23

بخشی از متن کتاب رمان نبض تپنده

سامان خيلي از خوبها رو در کنار هم داشت. چهره اي جوان پسند، وضع مالي خوب، تيپ جديد و مطابق با ذوق دخترونه من، رفتاري آقا منشانه و متين، مهربون توام با احساس احترامي که هميشه بدنبالش بودم. در تمام اوقاتي که با او در حال بحث يا صحبت بودم، هيچ وقت سعي نميکرد عقيده خودش روبه من تحميل کنه واين براي مني که درتمام طول عمرم همه اطرافيان به نوعي سعي داشتن عقايد خودشون رو بهم بچپونن، ارزش خيلي زيادي داشت.

روز به روز تفاوتهاي فاحش ميون سامان و برادرام، منو در نزديک شدن به سامان ترغيب ميکرد. کم کم مجاب ميشدم که سامان ميتونه نيمه گمشده و تکميل کننده من باشه. من دلم ميخواست زندگي رو از دريچه ي سادگيها ببينم. زندگي پيچيده نميخواستم. دلم لک ميزد براي يه نگاه شفاف که تا اعماق دل آدم رو نشون بده. يه نگاه که زير بم شخصيت آدم توش پيدا باشه. از نگاه غوطه ور تو چشماي امثال حميد متنفر بودم. خشونت نگاه شهيد، رعب آور بود. توي ني ني چشماي سعيد هيچ خطي خوندني نبود. دلم يه خط ننوشته ميخواست که از توش يه کتاب مطلب بشه استخراج کرد. محبت، سادگي، عشق، متانت، حجب و حيا، ايمان به خيلي چيزا علاوه بر خدا. يه نگاه که به چشماي ميشي سامان مي نداختم، داد ميزد که از سادگي بيچارست. من عاشق همين سادگيها بودم. زل که ميزدم تو آينه چشماش، يه وجدان راحت توش خوابيده بود، من با همين وجدان راحت، آرامش پيدا ميکردم. چشم که ميچرخوند رو جزء جزء اعضاي صورتم، عشق و محبت رو ساتع ميکرد و وجودم رو داغ، من کشته مرده همين محبتاي خالصانه بودم. يه رگ بيحيايي که زير پوستم ميزد، تشخيص حجب و حياي ذاتي تو چشماش برام نانوشته خوندني بود، عاشق همين حجب و حيا به زبون نياوردنيش بودم.

گاهي دلم ميخواست، خيلي دخترونه، خودمو به سامان نزديک تر کنم. اما در کمال تعجب، با اينکه به ظاهر از خانواده اي اپن مايند و بي تعصب بودن، اين دوري کردناي سامان، منو تو بهت ميکشوند. سامان به من نزديک بود، با من صميمي بود. من رو تو ميگفت، راحت درد و دل ميکرد، به حجابم گير نميداد،ولي عجباکه تعصبي بود.اين تعصب اصلا با اون چيزي که به اسم تعصب از اطرافيانم تا اون سن ديده بودم، زمين تا آسمون توفير داشت. اين که تو دانشکده زياد پا پيم نميشد و حد خودش رو نگه ميداشت، ولي دورا دور هوامو داشت و احيانا اگه پسري نزديکم ميشد مثل آوار رو سرش خراب ميشد، حالتي از تعصبي شيرين رو برام تداعي ميکرد.

دانلود کتاب رمان نبض تپنده از Miss No.1

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان نبض تپنده

رایگان
رمان فریاد دلم

رمان فریاد دلم

پاتریشیا
رایگان
جزیره خارگ

جزیره خارگ

جلال آل احمد
رایگان
رمان سرکوب

رمان سرکوب

آی بانو
رایگان
حاج مم جعفر در پاریس

حاج مم جعفر در پاریس

ایرج پزشک زاد
رایگان
نیرنگستان

نیرنگستان

صادق هدایت
رایگان
رمان سهم من از زندگی

رمان سهم من از زندگی

آرامش عشق
رایگان
جایی دیگر

جایی دیگر

گلی ترقی
رایگان
رمان الهه بانو

رمان الهه بانو

افرا شریفی
رایگان
رمان آن نیمه دیگر

رمان آن نیمه دیگر

آنیتال
رایگان
رمان سلطنت

رمان سلطنت

فاطمه افکاری

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فریاد دلم از پاتریشیا (رایگان)
  • دانلود کتاب جزیره خارگ از جلال آل احمد (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سرکوب از آی بانو (رایگان)
  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب آرزوهای بزرگ از چارلز دیکنز (رایگان)
  • دانلود کتاب عقاید یک دلقک از هاینریش بل (رایگان)
  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.