رمان هیولا برخلاف اسمش (که در اصل لویاتان بوده) هیچ ربطی به دنیای فراطبیعی یا فانتزی ندارد. در ابتدای کتاب راوی داستان که نویسنده داستان است، در روزنامه ها خبری را میخواند مبنی بر اینکه مردی توسط بمب خودش را منفجر کرده و بعد از اینکه پلیس ها با بررسی جسد شماره او را در جیب جسد پیدا میکنند و به سراغ او می آیند و مطمئن میشود که جسد متعلق به صمیمی ترین دوستش بنجامین ساجزه…
راوی قصه چون از تمامی زیر و بم زندگی دوستش با خبر بوده و دلایلش را برای این کار میدانسته تصمیم میگیرد تا این کتاب را بنویسد و تمامی قضایا را شرح بدهد و به صورت رمانی چاپ بکند تا مردم و ماموران در مورد دوستش درست قضاوت کنند. پس شروع میکند به شرح ماجرا از اولین لحظه آشناییشان تا چند روز قبل از اینکه دوستش توسط بمب منفجر میشود و تمامی نکات مهم و سرنوشت ساز زندگی دوستش را همانطور که از زبان خودش شنیده بود روی کاغذ می آرود و در این میان زندگی کاری و عشقی خودش را هم اضافه میکند تا تبدیل به یک رمان خواندنی شود…
دیدگاه کاربران