نیل دونالد والش (Neale Donald Walsch) در کتاب مناجاتگونهاش، دوستی با خدا (Friendship with God)، دیدگاه جدیدی نسبت به انسان مطرح میکند و مطابق با آن توضیح میدهد که چگونه میتوان در راه کمال قدم برداشت. او اصرار ندارد ارتباط ویژهی خودش با خدا را نشان دهد، بلکه ذیل مجموعهای از سؤالها و جوابها، توضیح میدهد که هیچوقت صحبتهای انسان با خدا و درخواستهایش از او بیجواب نمیمانند. والش با صداقت و بدون هیچ ملاحظهای، هر موضوعی را که در درونش تبدیل به دغدغه شده است، با خدا در میان میگذارد و ایمان دارد که خدا در همه جا حضور دارد، او را میبیند و هیچوقت بندگانش را رها نمیکند. والش یقین دارد که خداوند بینا و شنوا است و تلاش میکند تا صمیمی و بیتکلف بندگانش را مورد خطاب قرار دهد. نیل از غرور و زیادهگویی در صحبتهایش میپرهیزد؛ او میداند صداقت بهترین راه ارتباط با خداست و خدا هیچگاه از او جدا نبوده و نیست. نویسنده در آغاز کتاب اصل رابطه با خدا را که درواقع باید آن را «بازگشت به خدا و توکل به او در همۀ امور» دانست، گفتوگو مینامد و با جسارت بیان میکند که همۀ ما انسانها در زمانی و با روشهای متفاوتی طعم این ارتباط را چشیدهایم و این تجربه، نشاندهندۀ عمق دوستی انسان با خدا است.
هر بخش از کتاب جلوهای از وجهۀ الهی وجود انسان را آشکار میکند که اگر در کنار سایر وجوه قرار بگیرد، مظهری از خدا را به نمایش خواهد گذاشت. نویسنده با مهارت خود روایتکنندۀ این ارتباط است و با شرححالنویسی، راوی حقایق درون زندگی انسان میشود.
نویسنده در کتاب دوستی با خدا یک گفتوگوی نامتعارف شکل میدهد که آن را نتیجۀ ترس میداند، تا از این طریق، چالشهایی را که پیشتر برای دوست داشتن خداوند با آنها مواجه بوده، نشان دهد. مطالب کتاب بیشتر به صورت دیالوگ نوشته شده و بیانکنندۀ اوقاتی است که هرکسی در آن میتواند با خدا صحبت کند. به عنوان نمونه، او دربارۀ این احساس که خدا از اشتباهات ما مطلع است صحبت میکند. انسانها اشتباهاتشان را که گاهی برایشان شبیه راز هستند، با دوستانشان در میان میگذارند؛ خداوند از انسان میپرسد که چرا اشتباهاتش را به او نمیگوید؟ به خدایی که هیچ وقت او را مجازات نکرده و دوستش دارد…
دیدگاه کاربران