داستان : آنجل دختری از جنس یخ، دختری مغرور و سرد که از اول اینطوری نبوده دقیقا هشت سال پیش وقتی ۱۶ ساله بود یه اتفاقی میوفته که زندگیش با خاک یکسان میشه اون توی یه روز دوتا از عزیزتریناشو از دست میده، پدر و مادرش، که هردو پلیس بودن توی یه ماموریت به دست یه باند بزرگ به قتل میرسن و درست چند ماه بعد از اون آنجل یه ضربه دیگه میخوره این بار به خاطر اعتماد بی جا و بچگانه… اون وارد حرفه پلیسی میشه تا آتیش انتقامشو از همه اونایی که عذابش دادن بگیره… از طرفی یه پسری به اسم آرنولد وارد زندگیش میشه که زندگیش مثل آنجله چه الان و چه گذشتش حتی علایق و سلیقه هاشون هم یکیه این پسرهم در گذشته ضربه بدی خورده و حالا مثل آنجل سرد و محکم و مغروره و اون هم برای انتقام وارد حرفه پلیسی شده… حالا این دوتا توی یه مامریت که واسه هردوتاشون خیلی مهمه باهم همکار میشن و هردو میخوان با آتیش انتقامشون همه اون آدمای پستو به آتیش بکشن…پایان خوش
دیدگاه کاربران