BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان دختر طلاق
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان دختر طلاق

کتاب رمان دختر طلاق

نوشته‌ی فاطمه رنجبر
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 1471 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 122

درباره کتاب رمان دختر طلاق

موضوع اصلی رمان دختر طلاق:
داستان از جایی آغاز می‌شود که “ونوس خانم”، مادر سنتی و سخت‌گیرِ امید، تصمیم می‌گیرد برای پسرش، دختری پاک و نجیب از روستا پیدا کند. در نگاه او، معیار پاکی و وقار، در سادگی نهفته است. این‌گونه است که “آهو”، دختری خجالتی، مظلوم و بی‌صدا، برای ازدواج با امید انتخاب می‌شود. خانواده‌ی شهری و مدرنِ امید اما، تفاوتی عمیق با دنیای آهو دارند. ازدواجی که از ابتدا بر پایه اجبار بوده، به‌زودی رنگ می‌بازد؛ پدر و مادر آهو از هم جدا می‌شوند و ونوس خانم، او را مایه‌ی ننگ خانواده می‌داند. در نهایت، با فشار خانواده، امید از آهو طلاق می‌گیرد… و آهو، زیر بار تمام تحقیرها و شکست‌ها، تصمیم به خودکشی می‌گیرد. اما سرنوشت برنامه‌ی دیگری دارد. “تارا”، دختری جسور و زخم‌خورده، آهو را نجات می‌دهد و از دل آن دختر ساده‌دل و بی‌پناه، زنی قدرتمند، جذاب و متفاوت می‌سازد. حالا آهو بازگشته، اما نه همان دختر سابق. این‌بار او آمده تا بین عشق و انتقام تصمیم بگیرد. اما آیا انتقام شیرین‌تر است یا عشقی که هنوز در دلش زنده است؟ چه رازی بین امید و آهوست که آتشی دوباره در دل تارا می‌افکند؟

بخشی از متن کتاب رمان دختر طلاق

ابروهام و دادن بالا واقعا تارا میخواد چیکار کنه!؟ خیلی برام مبهم بود کاراش مخصوصا و مخصوصا حرفاش؛ یه روز یه خلوت منم از زندگیش میپرسم. حتما گذشته تلخی داشته. میشا سرش و بالا پایین میکرد. _عجب. تارا نگاهی به ما انداخت. _اوه اوه یادم رفت مگه شما سفارش نداشتین؟ برید به ادامه کار برسید دو روز دیگه لباسارو باید‌تر تمیز تحویل بدینا. میشا غر زنان به سمت چرخ خیاطی رفت _نه نمیخوام خدایا نه. تارا لبخندی زد. _تنبل بازی بسه پولشم قشنگه ها! پله هارو رفت بالا که بلافاصله میشا شروع کرد حرف زدن. _دختر این یه چیزیش نیست؟ سوالی نگاهش کردم _چطور؟ نگاهی به پله‌ها انداخت و دوباره برگشت سمت من _بابا نمیبنی تا حرف مرد و شوهر و… میشه غیضش میگیره بیشتر زمانایی که میخواد به ما یاد بده چطور رفتار کنیم؛ میبینی تا اسم آقا امید و اوردی داغ کرد. بعد زیر لب غر میزنه همش، هوم؟ تو دقت نکردی؟
دستام و زدم به هم _وای وای ایول منم میخواستم بگن بهت خیلی عجیبه رفتارش. میشا متفکرانه گفت _امروز ازش یه بیوگرافی کامل از خودش و زندگی گذشته‌اش بگیریم؟ یکم فکر کردم. _به نظرم نه بزار برای بعد یکم که بیشتر باهامون جوش خورد شاید خودش به ما گفت. _نمیدونم اینم حرفیه. صدای تارا اومد که به کارمون مشغول شدیم. _بچه‌ها راستی فردا عروسی یه جا دعوتیم یکی از آشناهای خیلی دورم، من و دعوت کرده به یه عروسی مجلل گفتم دوتا از دوستامم بیارم که شما باشید. میشا گفت _من لباس مجلسی نیاوردم تارا جون خودت برو با آهو عزیزم خوش بگذره. سریع پشت بند میشا گفتم _اره اره منم. تارا قیافش و جمع کرد. _اه بسه ببینم خودم لباسای زیادی دوختم که تو کمده یکیش و انتخاب کنید دیگه اِ. _نه تارا جان. میشا به دنبال حرف من گفت _راست میگه تعارف نداریم که. تارا اخم غلیظی کرد
یکبار دیگه بشنوم یکی بگه با خط کش فلزیم بیوفتم به جونش. _باشه ناراحت نشو میام دیگه. میشا با غرور گفت _افتخار اومدن میدم. تارا خندید و مارو به سمت کمد لباس هاش برد. یک روز بعد موهای تارا دم اسبی جمع بود شلوار لی و نیم تنه گیپور دار سفید تنش بود کتونی لژ دار سفید. منم موهام و دورم شلاقی ریخته بودم و شال حریر سفید روی سرم گذاشتم، یکسره سفید که رو سینش گل قرمز کار شده بود پوشیده بودم و کمربند قرمز داشت انتهای شلوار دمپا داشت، کفش صندل قرمز. میشا موهاش فر کرده بود پیراهن قرمز تاروی زانو تنش بود که خیلی دخترونه و زیبا بود و کفشش هم پاشنه کوتاه. آرایش صورت و موهامون همچنین لباسامون رو مدیون تارا بودیم. اومدم از رو صندلی بلند شم که نزدی بود بیوفتم سریع صندلی و نگه داشتم. تارا زد زیر خنده. _تارا من نمیتونم با این کفش راه برم خیلی پاشنه داره.
تارا سریع گفت _نه نه اصلا با همین کفشا همون طوری که یاد دادم راه میرید هرچند که کل روز باید اونطور راه برید اما چهمیشه کرد انقدر تنبل تشریف دارید که. میشا چپ چپ نگاه کرد. _تارا من دو روزه همش دارم رنگ کرفس میبینم این یعنی چی؟ من شکلات نخوردم پنیر خامه‌ای نخوردم فقط هویج، کرفس، مرغ آبپز، ورزش، تحرک، سبزیجات و… کم کم دارم از زندگیم بدم میاد. الانم که کفش پاشنه بلند. تند گفتم _میشا پاشنه بلند‌تر از من نیست نگاه کن، برای تو کوتاه تازه. تارا دستاش و بهم کوبید _خوب خوب بسه دیر شد مانتو هارو تنتون کنید مثل این که آژانس اومد. چته؟ _پسرای اینجاهم خوشگلن ها. _اِ خجالت بکش. تارا زد به بازوی میشا _آفرین خوبه. به من نگاه کرد و ادامه داد. _تا کی میخوای سرت و بندازی پایین و به زنین خیره باشی یکم بیخیال باش اطرافت و نگاه کن به کسی که ازش خوشت میاد نگاه کن، نترس به طرز فکرا کاری نداشته باش.

دانلود کتاب رمان دختر طلاق از فاطمه رنجبر

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان دختر طلاق

رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا
رایگان
رمان برزخ اما بهشت

رمان برزخ اما بهشت

نازی صفوی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.