BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان ضد نور
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان ضد نور

کتاب رمان ضد نور

نوشته‌ی عاطفه انصاری
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 2184 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 145

خلاصه کتاب رمان ضد نور

باده دختریه که عضو یه گروه مخفیه؛ گروهی که تخصصش پاتک زدن به ثروت‌های بادآورده و اموال ناحق آدمای گردن‌کلفته. این‌بار قرعه به نام باده افتاده تا با نقش یه آشپز، به مهراب سعادت نزدیک بشه و یکی از خلاف‌کاری‌هاشو رو کنه. ولی ماجرا اون‌قدرا هم ساده نیست و…

بخشی از متن کتاب رمان ضد نور

بدو بدو خودم رو به سر کوچه میرسونم و با یک نگاه چراغ های چشمک زن ماشین مجتبی رو تشخیص میدم. خوشحال از یا نکه مجبور ین ستم سوار اتوبوس بشم و بعدم کلی توی سربالایی پیاده گز کنم در رو باز میکنم و روی صندلی جاگیر میشم. – سلام، صبح بخیر. سعی میکنه خوشرو باشه اما نتیجه چندان قابل قبول ین ست. سلام خوبی؟ مرسی تو خوبی؟ ماشین رو به حرکت درمیاره و در جواب احوالپرسیم به یک ِای بسنده میکنه. – چیشده؟ نگاهش رو به خیابون میده و من هم میتونم بفهمم که حرف زدن براش راحت نیست. بی مقدمه بحثی که برای گفتنش اول صبح زحمت رسوندن من تا اون سر شهر رو به خودش داده، شروع میکنه. – سرور جوابمو نمیده. لب میگزم تا نخندم. دعوا و قهر اتفاقات خوشایندی هستن اما از یا نکه باعث یب رون کشیدن احساسات مجتبی شدن خوشم میاد. مجتبی ای که از پس باز کردن قفل فایل های امنیتی برمیاد
اما از بازکردن قفل زبان خواهر من عاجز شده! – قضیه چیه؟ – دعوامون شد! پاشرو روی پدال گاز میذاره و از ماشین جلویی سبقت میگیره. – سر چی؟ – سر تصادف ماشین یا نه پسره سعادت و موتوری و… ترسیده بود دیگه، یعنی هممون ترسیده بودیم. گفت تو برگردی دیگه نمیذاره پا تو خونه یارو بذاری! خواهر درونگرای مهربون من! – تو که فلشو دادی به رضا خیالمون راحت شد. اما وقتی عکسارو دیدیم گند خورد تو اعصاب هممون. من گفتم باید ادامه بدیم و تو هم فلشو برگردونی ولی سرور میگفت نه. دستش رو روی بوق میذاره و بوق کشداری که برای راننده بی هوا ترمز کرده جلویی میزنه، خودش به تنهایی جای چندتا فحش کشدار حرف برای گفتن داره. خب؟ – خب نداره دیگه. یکی من گفتم یکی اون. آخرش گفت دیگه باهم نباشیم بهتره. سکوت میکنم تا اگر حرف دیگه ای هم مونده بزنه. – الانم دو روزه کلا جوابمو نمیده.
از یا نکه با مخالفتم تنها امید خواهرم برای ادامه رابطش با مجتبی رو ناامید کردم حس بدی دارم. شاید اگر من دیشب نه نمی آوردم با مجتبی آشتی میکرد. – باهاش حرف میزنم نگران نباش! – نمیتونم! چشم از ین مرخ کلافه اش نمیگیرم و مجتبی برای اولین بار، پیش من به عشقی که نسبت به خواهرم داره اعتراف میکنه اما شرایطی که داریم اجازه لذت بردن از شنید اعتراف رو نمیده. – سرور تنها انگیزه ام برای زندگیه. داشتنش و راحتیش کجا وایسادم! دیدن اون چشم های غمزده بند دلمرو پاره میکنه. – من درستش میکنم. لبخند کم جونی میزنه و سرخیابان اصلی نگه میداره. در ماشین رو باز میکنم ولی قبل از پیاده شدن صدای مجتبی رو میشنوم. – باده؟ برمیگردم. -ممنون که به فکری! پلک هام روی هم میوفته، کشیدن لبهام به دوطرف درد داره اما تلاش میکنم و نتیجه میگیرم. مسیر باقیمونده تا خونه رو به کارهایی که باید انجام بدم فکر میکنم.
زنگ در رو فشار میدم و در با صدای پتک باز میشه. توی این مدت به خوبی فهمیدم که بی حرف باز شدن در، یعنی باید دنبال دلایلی که حال شیرین خانمو ناخوش کرده بگردم وگرنه روزهای عادی صدای سلام گفتنش از پشت پنل تا وسط کوچه میرسه. وارد میشم و اولین چیزی که توی چشمم میاد حیاط نه چندان مرتبه و نمیدونم چرا آقا مصطفی نمیاد. در ورود بازه و احتیاجی به در زدن نیست. هل میدم ولی بیشتر از یک قدم جلو نمیرم چون قامت کشیده سعادت مقابلم قرار میگیره. صورت اصلاح شده، بوی عطری که بیشتر از روزهای دیگه تو شامه میزنه، موهایی که از دیشب تاحالا مدلشون تغییر کرده و لباس رسمی ای که تن زده، خبر از قرار مهمی میدن. – سلام. سرگرم بستن بند ساعتشه و سر بلند نمیکنه. از جلوی راهش کنار میرم و جواب کوتاهی میگیرم. -سلام! همین! بدون هیچ ارتباط چشمی از کنارم میگذره و سوار ماشینش میشه.

دانلود کتاب رمان ضد نور از عاطفه انصاری

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان ضد نور

رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا
رایگان
رمان برزخ اما بهشت

رمان برزخ اما بهشت

نازی صفوی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.