BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان ازدواج به سبک رابین هود
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان ازدواج به سبک رابین هود

کتاب رمان ازدواج به سبک رابین هود

نوشته‌ی بانوی ایرانی
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 1843 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 90

درباره کتاب رمان ازدواج به سبک رابین هود

هامین به‌ظاهر درمان شده، اما هنوز برای برقراری ازدواج و حتی پدر شدن، به خودش اعتماد ندارد. مادرش، مُجلّل‌خانم، نقشه‌ای می‌کشد: با کمک مالی خود، چند دختر را به عقد موقت پسرش درمی‌آورد تا از سلامت و مردانگی شازده‌اش مطمئن شود و راه را برای ازدواج دائم با دختران دلخواهش هموار کند. با این حال، باید دید سرنوشت چه برنامه‌ای برای آقا هامین چیده و برخورد او با این دختران چه پایانی خواهد داشت.

بخشی از متن کتاب رمان ازدواج به سبک رابین هود

جانان هم لبخند کمرنگی به لب هاش نشست و گفت: – از کار که خسته نیستم، بیشتر این راه و رفتوآمد، آدمو خسته میکنه. – الان برات چای تازه دم با شکلات های خوشگلم میارم تا خستگیت در بره! این بار لبخند پر رنگتری روی صورت جانان نشست. میدونست مهوا چه تعصبی روی شکلات هایی که هامین براش خریده، داره. یهو یاد تماس خواهرش افتاد و گفت: – تو مترو که بودم جوانه زنگ زد. میگفت امتحان ها که این هفته تموم میشه رو میخواند دو روز آخر هفته بیاند تهران. مهوا با چشم های درشت شده گفت: – وای، حالا چی کار کنم؟ به هامین چی بگم؟ – منم اول از همه اینو از خودم پرسیدم که برنامه ی تو رو چی کار کنم؟! اما چیزی به فکرم نرسید جز اینکه التماس دعامون رو مستقیم به خودش بگیم و برنامه ی آخر هفتهت رو تغییر بدیم. مهوا، نفساشو فوت کرد و گفت: – تغییر دیگه چیه؟! من که طول هفته مدرسه دارم و خودشم دانشگاه داره.

باید عذرمون رو بگیم و اونم بیخیال این هفته بشه! دیگه به مامانش نگفت شازده برای این آخر هفته اش چه برنامه ی توپی داشته و الان چه ضدحالی میخوره! حتی به ذهنش رسید شیطنت کنه و بهش بگه که عروس واقعی مامانت به تهرون میاد و میتونه با اون قرار آشنایی بذاره! از این فکر به خنده افتاد و جانان با گیجی گفت: – وا… به چی میخندی؟ مهوا دستی به بالا تکون داد و گفت: – هیچی، پس خاله اینا برنامه چیدند که آخر هفته رو سر ما خراب بشند، بله؟ جانان چشمی چرخوند و گفت: – خب ما که نمیتونیم بریم، اونا هم که نیاند دیگه کل ارتباط فامیلیمون از بین میره. – مامان گفته باشم، من شکلاتامو قایم میکنم. حتی پیراهن قشنگمو ته کمد شما میذارم که دیده نشه! نمیذارم مثل گیرههای مویی که برام گرفته بودی، ریحانه باز دودر بازی دربیاره. جانان سری از تاسف تکون داد و گفت: – آخه اون پیراهن تو تن ریحانه میره که بخواد ورش داره؟!

اصلا هرچی میخوای قایم کنی بیار بذار تو کمد ما که باباتم عین پاسبان، توی اتاق اجازه دسترسی به کسی نده! مهوا که به خنده افتاد، جانان هم راضی از به دست اوردن دل دخترش، پا تو اتاق گذاشت تا با شوهرش احوالپرسی کنه. مهوا هم رفت تا با سینی چای بیاد تا مثل همیشه، چای عصر رو با هم بخورند. تو این اثنا، فکرش درگیر هامین بود. نگران از اینکه هامین تصور اشتباهی بکنه یا فکر کنه مهمون اومدن فقط یه بهونهست تا این هفته رو بپیچونه. بهرحال کاری از دستش برنمیومد. نمیتونست با حضور خاله و ریحانه، بره خونه مجردی شوهرش! اونم شوهری که قرار بود برای ریحانه باشه، نه خودش! اولین روز حضور پریا، سرشار از دغدغه های ذهنی برای آموزش حرفه ای بود که هیچ اشتیاقی به اون نداشت و از طرف دیگه، ماموریت سخت و دلهره آوری که پدرش برای به ثمر رسیدن افکار طعمکارانه اش، اونو بشدت تحت فشار گذاشته بود

و گریزی ازش نداشت! روز گذشته، چمدان پُر از لباس های نوی مهمانی و خونگیش رو خالی و توی کمد آویزون و داخل کشوها چیده بود. دوست داشت مثل عمه ی شیک و همواره مجللش، خوب بپوشه و عالی در انظار ظاهر بشه. وقتی آماده و مرتب از اتاق بیرون اومد تا اولین همحضوری رو با عمه اش در کارگاه کوچیکش داشته باشه، حتی خود مجلل هم از اینهمه آرا، ویرایی که پریا کرده بود، متعجب شده بود. بهرحال خیلی خونسرد، دخترک برادرش رو همراه خودش کرد و بعد از طی حیاط و چرخیدن به پشت ساختمون، برای اولین بار اجازه ی حضور یکی از اقوامش رو به اتاق کارش داد. با ورودشون به داخل کارگاه، جانان از جا بلند شد و «سلام» محترمانه ای به هردوی اونها داد. در نگاه اول، پریا رو دختری مقبول با ظاهری چشم نواز دید. اما در دقایق بعد، به نظرش اومد که خیلی اغراق شده لباس پوشیده. اونم برای حضور در کارگاهی که قرار به آموزش و یادگیری داشت.

دانلود کتاب رمان ازدواج به سبک رابین هود از بانوی ایرانی

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان ازدواج به سبک رابین هود

رایگان
حاج مم جعفر در پاریس

حاج مم جعفر در پاریس

ایرج پزشک زاد
رایگان
نیرنگستان

نیرنگستان

صادق هدایت
رایگان
رمان سهم من از زندگی

رمان سهم من از زندگی

آرامش عشق
رایگان
جایی دیگر

جایی دیگر

گلی ترقی
رایگان
رمان الهه بانو

رمان الهه بانو

افرا شریفی
رایگان
رمان آن نیمه دیگر

رمان آن نیمه دیگر

آنیتال
رایگان
رمان سلطنت

رمان سلطنت

فاطمه افکاری
رایگان
رمان آغوش غریب

رمان آغوش غریب

فاطمه زهرا سعیدی
رایگان
رمان دل مرده

رمان دل مرده

و رحیمی
رایگان
رمان روح آشام

رمان روح آشام

قلم طلا

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سهم من از زندگی از آرامش عشق (رایگان)
  • دانلود کتاب جایی دیگر از گلی ترقی (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان الهه بانو از افرا شریفی (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)
  • دانلود کتاب ارباب و بنده از لئو تولستوی (رایگان)
  • دانلود کتاب ذن می گوید از دسایی جیه جونگ (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.