BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • درسی
  • رمان افسونگر
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان افسونگر

کتاب رمان افسونگر

نوشته‌ی هما پور اصفهانی
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 555 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 1,858

درباره کتاب رمان افسونگر

این رمان روایتگر زندگی دختری رنج‌دیده به نام «افسونه» است؛ دختری که همواره از سوی پدرش مورد آزار قرار می‌گیرد و قربانی سوءاستفاده‌های برادرش است. در یکی از روزها، طی حادثه‌ای دردناک، توسط برادرش مجروح می‌شود و همین واقعه مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. او با «دنیل»، وکیل سرشناس اهل انگلستان، آشنا می‌شود و داستانی پر فراز و نشیب آغاز می‌گردد…

بخشی از متن کتاب رمان افسونگر

دستای مشت شده اش نشون میداد خیلی به غرورش بر خورده… از همون اول که اومدم اینجا سر کار زیاد از حد دور و بر من پلکید… خوشم نمی یومد مردها دور و برم باشن… با دخترا هم بلد نبودم رابطه برقرار کنم برای همین همیشه تنها بودم… اما این جیمز هیچ وقت از رو نمی رفت… با چشمای کشیده خاکستریش زل زد تو چشمامو و گفت: سعی نکن منو از خودت برونی… میدونی که سمج تر از این حرفا هستم. به لحظه خنده ام گرفت… خیلی وقت بود که خنده از لیام فراری شده بود… اما خندیدم… جیمر پرو شد منو چرخوند سمت خودش دستاشو گذاشت دو طرف صورتم و قبل از اینکه بخوام جلوش رو بگیرم خم شد روی صورتم. زخم کنار لبم داغ شد… با خشم هولش دادم و این کارم همزمان شد با سوت سر کارگر اونجا… با وحشت چرخیدم طرفش… خیلی خشک گفت. اینجا محل کاره… نه محل عشاق خیلی وقته زیر نظرت دارم امیلی

فقط مشغول صحبت کردن با جیمزی دل به کار نمی دی چاره ای برام نذاشتی جز اینکه اخراجت کنما. با تنه پته می خواستم التماس کنم… میخواستم از خودم دفاع کنم… اما قبل از من جیمز گفت: خانوم جونز همه اش تقصیر من بود… امیلی مقصر نیست… با خشم گفت تو حرف نزن جیمز… اگه به فروشنده نیاز نداشتیم همین الان تو رو هم اخراج می کردم… تو اینجا چی کار میکنی؟ برگرد سر کارت… با بغض رفتم طرفش… التماس و خواهش کردن برام سخت بود! من تو اوج کتک خوردن هم التماس نمی کردم اما اینبار مجبور بودم گوشه لباس بلند آبیشو گرفتم و گفتم: خانوم جونز من به این کار احتیاج دارم… با خشم هولم داد… اینقدر ضعیف بودم که تعادلم رو از دست دادم و محکم خوردم به میز میوه ها پخش زمین شدم… جیمز دوید به طرقم… جز جیمز کسی جرئت نداشت کمکم کنه… تو چشمای همه دخترای اونجا ترحم رو میدیدم

و من از ترحم بیزار بودم… خانوم جونز که عادت نداشت کسی حرفی روی حرفش بزنه جیغ کشید دختره پتیاره برو بیرون گفتم… جای تو اینجا نیست… تو با این حواس پرتی جز دردسر هیچی نداری… خدایا چرا؟؟ چرا همه فکر میکنن من گناهکارم به چه جرم پیشونی من رو اینقدر سیاه نوشتی؟ چرا باید سرنوشتم به سیاهی سرنوشت مادرم باشه… حتی از اونم سیاه ترا جیمز زیر بازوم رو گرفت… غمی از چشماش بیرون میزد که از وصفش عاجزم – آروم گفت: من واقعا متاسفم افسون… واقعا نمی دونم چی بگم… باور کن خودم باهاشون صحبت میکنم راضیشون میکنم برگردی… اگه راضی نشدن هر طور شده باشه به کار بهتر برات پیدا می کنم. قول میدم… با نفرت بازومو از دستش بیرون کشیدم… از جا بلند شدم… درد بدنم بیشتر شده بود و بدتر لنگ می زدم… گفتم شما مردا جز بدبختی هیچی برای ما زنا ندارین… شما عوضی ترین موجودات عالمین…

حالمو به هم می زنین… نمی خوام دیگه ریختت رو ببینم جیمز… بدون اینکه حتی به لحظه دیگه اونجا بمونم زدم بیرون… میدونستم اگه بدون پول برم خونه فردریک و لئونارد پدرم رو در می یارن باید چی کار میکردم… همینطور که از گوشه پیاده رو می رفتم گریه می کردم… پیش خودم که میتونستم این بغض لعنتی رو بشکنم… یهو به خودم اومدم دیدم دارم داد می زنم مگه تو اون بالا نیستی؟ مگه نمی شنوی صدای من بدبخت روا چرا جوابمو نمی دی؟ چرا هر چی بدبختیه می ریزی روی سر من؟ این مردای عوضی رو تو آفریدی چرا خودت افسارشون نمی کنی؟! چرا باید به خودشون اجازه بدن زندگی به زن بی پناه رو به هم بریزن؟ خدایا چرا به من قدرتی نمی دی که اینا رو نابود کنم؟ چرا؟ به هل هل افتادم… نشستم کنار پیاده رو… فقط میخواستم گریه کنم… دیگه هیچی برام مهم نبود. شب شده بود… زمان برگشت به خونه…

دانلود کتاب رمان افسونگر از هما پور اصفهانی

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان افسونگر

رایگان
رمان روزای بارونی

رمان روزای بارونی

هما پور اصفهانی
رایگان
رمان استایل

رمان استایل

هما پور اصفهانی
رایگان
رمان توسکا

رمان توسکا

هما پور اصفهانی
رایگان
رمان سیگار شکلاتی

رمان سیگار شکلاتی

هما پور اصفهانی
رایگان
رمان قرار نبود

رمان قرار نبود

هما پور اصفهانی
رایگان
رمان جدال پر تمنا

رمان جدال پر تمنا

هما پور اصفهانی
رایگان
هری پاتر و شاهزاده دو رگه – جلد 2

هری پاتر و شاهزاده دو رگه – جلد 2

جی. کی. رولینگ
رایگان
اسکندر مقدونی

اسکندر مقدونی

ماری رنولت
رایگان
جسدهای شیشه ای – جلد دوم

جسدهای شیشه ای – جلد دوم

مسعود کیمیایی
رایگان
کلبه عمو تم

کلبه عمو تم

هریت بیچر استو

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سهم من از زندگی از آرامش عشق (رایگان)
  • دانلود کتاب جایی دیگر از گلی ترقی (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان الهه بانو از افرا شریفی (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)
  • دانلود کتاب ارباب و بنده از لئو تولستوی (رایگان)
  • دانلود کتاب ذن می گوید از دسایی جیه جونگ (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.