رو تخت ولو شده بودم و درس مي خوندم. که صداي اس ام اسم اومد. صفحه رو باز کردم بازم اون بود،
سينا.نمي فهميدم منظورش از اس ام اس دادن چيه؟دفعه اول سه هفته قبل اس داد.متعجب ازشماره
ناآشنا يه نگاهي به متن کردم. يه متن ادبي بود.
فکرکردم الهه است يکي از همکلاسيام که همش تو کار اس و جک و متن و اينا بود.آخه مدام شمارش و
عوض مي کرد. بعد کلي گشتن يه متن خوب پيدا کردم و براش فرستادم. چند تاي ديگه داد و من از سه
چهارتاش يکي شو جواب مي دادم. با متن ادبي يا جک.
گذشت و فرداشم دوباره همون شماره اس داد. يه لحظه به ذهنم رسيد که نکنه الهه نباشه. براي
مطمئن شدن به اون يکي شماره الهه اس دادم که چه خبر نيستي کجايي؟
جواب داد: همين جاييم از احوال پرسياي شما. کم پيدايين نه زنگي نه اسي تو دانشگاهم معلوم نيست
کجاها غيب مي شيد.
چشمام گشاد شده بود. سريع اس دادم که: الهه اين شما ره رو ميشناسي؟
شماره رو فرستادم که گفت: نه کيه؟
منم گفتم: تا حالا فکر مي کردم تويي ولي الان نمي دونم کيه.
سريع به شماره ناشناس اس دادم که : سلام چه طوري چه ميکني؟
مي دونستم طرف من و ميشناسه شايد يکي ديگه از همکلاسيامون بود.
جواب اومد: خوبم شما خوبي؟ در حال درس خوندني؟ يا دانشگاهي؟
وا يعني اين کي بود؟
دیدگاه کاربران