BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان خواب پرنده
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان خواب پرنده

کتاب رمان خواب پرنده

نوشته‌ی پریسا غفاری
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 555 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 104

خلاصه کتاب رمان خواب پرنده

این رمان در قالبی ساده، روان و خواندنی در چهار فصل تدوین شده. داستان از جایی آغاز می‌شود که “هنگامه” همراه مادرش، به‌عنوان سرایدار مدرسه‌ای در شمال شهر نقل مکان می‌کنند. اما این فقط ظاهر ماجراست… در دل این جابه‌جایی، زخم‌های کهنه، رازهای پنهان و تصمیم‌هایی سرنوشت‌ساز در انتظار باز شدن‌اند. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: “کار بدی کردی هنگامه… من مادرت بودم و تو توی چشم‌هام نگاه کردی و گفتی شمال قبول شدی! هی من میگم هدی خدا بیامرز تو جاده‌ی خاوران چی‌کار می‌کرده! نکنه هوای تو بوده؟! و من بلیت را از تعاونی گرفتم و بی‌آنکه چیزی بگویم، بی‌تفاوت به سمت پله‌ها بالا رفتم…

بخشی از متن کتاب رمان خواب پرنده

میگیریم به میمنت عدد بیست و نه تو رو استخدام میکنم در حال سقوطم… روحم یا جسمم؟ نمیفهمم اما همین قدر میفهمم که این میمنت شاید آن قدرها هم میمون نباشد. چادرم را میان انگشتانم مچاله میکنم تمام تنم نبض گرفته است. بی‌خود و بی‌دلیل… میترسد انگار نمی‌ترسم قرار است منشی مطبی باشم که پدر و دختری دندان پزشک در آن مشغول به کار بودند. قرار بود کنار همین دستیار خوش‌پوش دکتر که هم منشی بود و هم، دستیار انجام وظیفه کنم کمک باشم. کاوه رو دیدی؟ همین جوون منشی… ده سالی هست اینجا کار میکنه یه پا دندون پزشک تجربی شده واسه خودش اما دیگه درسش تموم شده و میخواد کم کم بره دنبال رشته. خودش حقوق خونده چند سال دیگه برای خودش وکیلی میشه میخوام یواش یواش جاش رو یگیری از پشت میزش بیرون می آید قدش بلند است؛ خیلی بلندتر از چیزی که من حدس میزدم آن قدر نزدیک می‌آید
که برای جبران فاصله‌ی از بین رفته، قدمی عقب می‌گذارم اما نمیخوام این سرت باشه. دستش به چادرم میخورد چنان ترسی بر جانم زبانه میکشد که دلم فرار میخواهد. ترجیح میدم تو محل کار دخترم به طور پیوسته به خانوم چادری حضور نداشته باشه مربوط به حساسیت های دخترمه دلم نمیخواد دیدن مرتب همکار چادریش خاطراتی رو براش تداعی کنه. اخم‌هایم گره میخورند. انگار غرورم زیر بدترین حرف ممکن ریز ریز شده است. صدایم خش دار میشود. من به داشتن چادرم افتخار میکنم مجبور نیستید دختر چادری انتخاب کنید. نقسم هنوز با همان لرزش محسوس میان سینه‌ام جابه جا می‌شود. یا می‌چرخانم و به سمت در میروم. به سمتش میچرخم خودت گفتی که مجبوری و نیاز داری… یادت رفت؟ محکم میغرم نیاز هم داشته باشم اجازه نمیدهم کسی به شخصیت و اعتقاداتم توهین کنه. مردانه لب باز میکند توهینی نکردم.
دخترم حساسیت دخترم رو گفتم. دخترم گفتنش چنان مؤثر است که نگاه سختم نرم میشود. – گلایل رو میبینی و خودت متوجه داستانش و حساسیتش میشی… گره اخم هایم دوباره در هم تنیده می شوند زمزمه میکنم: «گلایل؟» سلول های دیزلی مغزم با سرعتی در شأن خودشان به سمت تابلوی طلایی پشت در مطب کشیده میشوند؛ دکتر داریوش ادیب و دکتر گلایل ادیب متخصص جراحی فک و دندان از این در که رفتی بیرون یک راست برو از مطب بیرون و فردا ساعت سه بعداز ظهر اینجا باش بدون چادر باشی بهتره بیا تا قراردادت رو امضا کنیم گلایل هم هست. معطل جواب من نمیشود به سمت میزش میرود و گوشی را بر می‌دارد. کاوه جون بقیه رو بفرست برن… دیگه نیازی نیست… بگید دکتر وقت نداره و منتظر تماس مون باشن… مؤدبانه ردشون کن. گوشی را میگذارد و لبخندی به من تحویل میدهد
من هنوز گیج این انتخاب و گیج اندازه توهم و حماقت خودم ایستاده ام. – روز خوش سرکار خانوم شفا… فردا میبینم تون تکانی میخورم سری تکان میدهم و با سرعتی ماورای سرعت همیشگی‌ام از اتاق مطب و ساختمان بیرون میزنم اتا تو خیلی بیجا کردی رفتی منشی مطب یه مرد گنده شدی نگاه کوتاهی به مادر میاندازم به پشتی رنگ و رو رفته شیکترین‌مان تکیه داده و پارچه سفید ساده‌ای را با هویه داغ و مطابق خالی میکند. این چیه؟ اتاق منزلمان تکیه داده و پارچه سفید ساده‌ای را با هویه داغ و مطابق شابلونش خالی میکند این چیه؟ نگاهم نمیکند. دارم واسه این پشتی‌ها رویه درست میکنم. نگاهم به دستان هنرمندش است. با مهارت شابلون را دور تا دور محیط مربعی پارچه می‌چرخاند و گل های چند پر را خالی میکند برای پارچه، حاشیه دردناکی است اما زیبا و قابل مصرفش میکند. جوابم رو ندادی هنگام؟ ذهنم از میان گل پرهای نقش بسته پر میکشد.

دانلود کتاب رمان خواب پرنده از پریسا غفاری

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان خواب پرنده

رایگان
رمان دمپایی

رمان دمپایی

پریسا غفاری
رایگان
رمان فریاد دلم

رمان فریاد دلم

پاتریشیا
رایگان
جزیره خارگ

جزیره خارگ

جلال آل احمد
رایگان
رمان سرکوب

رمان سرکوب

آی بانو
رایگان
حاج مم جعفر در پاریس

حاج مم جعفر در پاریس

ایرج پزشک زاد
رایگان
نیرنگستان

نیرنگستان

صادق هدایت
رایگان
رمان سهم من از زندگی

رمان سهم من از زندگی

آرامش عشق
رایگان
جایی دیگر

جایی دیگر

گلی ترقی
رایگان
رمان الهه بانو

رمان الهه بانو

افرا شریفی
رایگان
رمان آن نیمه دیگر

رمان آن نیمه دیگر

آنیتال

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فریاد دلم از پاتریشیا (رایگان)
  • دانلود کتاب جزیره خارگ از جلال آل احمد (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سرکوب از آی بانو (رایگان)
  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب آرزوهای بزرگ از چارلز دیکنز (رایگان)
  • دانلود کتاب عقاید یک دلقک از هاینریش بل (رایگان)
  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.