BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان دلیار
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان دلیار

کتاب رمان دلیار

نوشته‌ی ماهسو
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 885 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 2,857

درباره کتاب رمان دلیار

موضوع اصلی رمان دلیار:
دلیار، دختری تنها که پس از مرگ پدرش، زندگی‌اش را در خانه‌ی عمویی ادامه می‌دهد که قیم قانونی‌ او شده. اما حضور پسری که توسط عمو به فرزندی پذیرفته شده، همه‌چیز را پیچیده می‌کند. پسری مغرور، سلطه‌طلب و مشکوک… که همیشه نگاهش پر از شک و رفتارش آمیخته به قدرت‌نمایی‌ست. در میان این تنش‌ها، اتفاقاتی رخ می‌دهد که معادله‌ی میان آن‌ها را برای همیشه تغییر می‌دهد… آیا این جدال مداوم می‌تواند جایی برای درک، اعتماد یا حتی عشق باز کند؟ یا همه‌چیز تنها به زخمی عمیق‌تر ختم خواهد شد؟

بخشی از متن کتاب رمان دلیار

کلافه شده بودم. دوست داشتم اونجا بودم و یکی تو دهان آذین می کوبوندم! اصلا چرا این همه داشتم خودم و عذاب میدادم؟ گوشی و از گوشم دور کردم و قطع تماس و زدم. گوشی و رو میز انداختم. اصلا سپهر پیش اونا چی کار می کرد؟ پس بگو چرا از صبح خبری ازش نبود. آقا سرش گرم بود! پسر ها رو باید اینجور مواقع شناخت. خودم و رو کاناپه انداختم. لعنتی! آذینِ جلف. از دست سپهر هم شاکی بودم. یه کلام به من نگفته بود که با اینا بیرون می خواد بره. فقط بلده بپرسه کجا رفتی؟ کی اومدی؟ کی هست؟ کی نیست؟ همش این سوالات مزخرف! اَه… اصلا دیگه حوصلش و ندارم! از اول هم نباید این رابطه رو شروع می کردم. اشتباه کردم!! مخصوصا که می دونم عاقبتی هم نداره. از حرص نفس عمیقی کشیدم. باید تموم می کردم! در اتاق به پهلو دراز کشیده و به تنفس صدادار یاسمن گوش می دادم.
آیدا هم بعد از کلی اس ام اس بازی تازه به خواب رفته بود. هر چند دقیقه صفحه ی گوشیم روشن خاموش می شد. با یه حسابِ کلی می تونستم بگم که این بالای 61اُمین دفعه بود که داشت زنگ می زد و من پاسخ نمیدادم. چطور باید بهش می گفتم که دیگر نمی خوام ادامه بدم؟؟ قطع کرد. لحظاتی نشد که دوباره صفحه ی گوشیم روشن شد. چرا دست بر نمی داشت؟ خسته نشده از این مدام تماس گرفتن؟ حقیقتش دلم براش می سوخت اما خب از یه جایی باید شروع می کردم دیگه. هنوز 8 روز از سفرمون مونده بود. امیدوار بودم تا موقع برگشتمون هر دو به این وضعیت عادت کرده باشیم. دوباره صفحه ی گوشیم روشن شد. اس ام اس بود؛ نوشته بود: من دارم روانی میشم. چرا اینجوری می کنی؟ از چی ناراحتی؟ زنگ می زنم الان جواب بده!! اس امسش من و یاد پسرهای نوجوون می انداخت. بغض گلوم و گرفت!
چرا دست بردار نبود؟ گوشی شروع به زنگ زدن کرد؛ ریجکت کردم و در جوابش نوشتم: بقیه خوابن! نمیتونم حرف بزنم. ضمنا فکر می کنم دیگه حرفی نمونده. من پشیمونم از این رابطه! ازت می خوام که تمومش کنی. بای! هر چه فکر کردم متن بهتر و قشنگ تر به ذهنم نرسید. قبل از اینکه دوباره زنگ بزنه سریع سند کردم. چند دقیقه ای گذشت که جواب داد:بیخود کردی! مگه هر چی تو بخوای همونه؟ اون روز که ااین رابطه رو شروع کردی باید فکر اینجاش و هم می کردی! کاری نکن همین الان بلیط بگیرم راه بیفتم بیام اونجا. این بازی مسخره و تمومش کن! به اندازه ی کافی عصبیم کردی! چند بار متن و خوندم… چی باید در جوابش می گفتم تا قانع بشه؟ یه اس ام اس دیگه: بگو از چی ناراحتی؟ نوشتم: من از چیزی ناراحت نیستم! امروز فکرام و کردم و دیدم این دوستی ما اصلا درست نیست.
من خودمم نمی دونم چطور تو این رابطه افتادم! من پشیمونم. این و به چه زبونی بگم؟ ما می تونیم دوستای خوبی برای هم باشیم ولی دیگه این نوع رابطه رو نمی خوام ادامه بدم! الانم می خوام بخوام بای ! چند دقیقه ای منتظر موندم اما خبری ازش نشد. با خستگی و بغض چشمام و بستم و سعی کردم بخوابم فردا صبح تا ظهر مدام حواس و نگاهم به گوشی بود اما در کمال تعجب هیچ خبری ازش نبود! حتی جواب آخرین اس ام اس و هم نداده بود. یعنی قبول کرد و قانع شد؟ تموم روز و با بی حالی و بی حوصلگی با بقیه راهی گردش شدم. لعنتی بد عادتم کرده بود اما با این فکر که تصمیم عاقلانه ای گرفتم و به نفعمه خودم و دلداری می دادم. باید باور می کردم! این دوستی هیچ عاقبتی نداشت! روز هفتم از سفرمون بود و اینبار بر خلاف روز های قبل این روز و همه کنار هم در خونه گذروندیم.

دانلود کتاب رمان دلیار از ماهسو

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان دلیار

رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا
رایگان
رمان برزخ اما بهشت

رمان برزخ اما بهشت

نازی صفوی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.