رها و خواهر و برادرش بعد از فوت مادرشان با پدرش که با دخترخاله اش ازدواج کرده مشکل دارند و همه با احتیاط و سیاست با پدرشان برخورد می کنند تا بتوانند سهم الارث مادری خود را بگیرند ولی پدر زیاده روی کرده و در آستانه ورشکستگیست. رها که بتازگی 18 ساله شده ناچار است با تهدیدات شاهین مغرور و خودخواه که خانواده اش و ثروتشان را نابود میکند و پدرش را به زندان می اندازد تن به ازدواجی اجباری بدهد ولی از او متنفر است و سعی در آزار شاهین دارد.شاهین که عاشق رهاست سعی در جلب محبت و نزدیکی با او را دارد در عین حال رها در دوراهی عشق و هوس گیر افتاده و باور اینکه شاهین واقعا عاشق اوست برایش غیرقابل قبول است و او را کثیف می شمارد که حتی اجازه دست زدن به خود را نمی دهد، او بعد از دیدن کامران پسرخاله تازه از خارج برگشته اش احساساتی تازه در خود می یابد ولی به کامران نمی گوید که ازدواج کرده بعد از مدتی کامران پی میبرد و سوء تفاهماتی در زندگی رها و شاهین پیدا میشود و رها…
دیدگاه کاربران