BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان راز گردنبند
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان راز گردنبند

کتاب رمان راز گردنبند

نوشته‌ی S.Mokhtariyan
ناشر اینترنتی
سال انتشار 1395
تعداد صفحات 220 صفحه
نوبت چاپ اول
بازدید 12

خلاصه داستان :

مرجان توی بچگی پدر و مادرش توی یک تصادف عمدی کشته میشه. دوست پدرش سرپرستی اون رو بعهده می گیره . مرجان با توجه به مشکلات دختری زود رنج و حساس ولی محکم بار میاد. وارد شرکت استادش میشه چون اعتقاد داشته که باید روی پای خودش بایسته در کنار اون سعی داره راز گردنبندی رو که پدرش براش به جا گذاشته کشف کنه.

قسمتی از متن رمان :

آقای امجد: دخترم میدونم نباید تو این موقعیت این حرفها رو بزنم ولی چاره ای نیست این خواست پدرت بوده که بعد از مراسم چهلم وصینتنامه باز بشه.
– ولی اخه من اصلا آمادگیش رو ندارم در ضمن فرزاد هم حضور نداره.
آقای امجد میان حرفهایم پرید و گفت: میدونم که دوست داری که فرزاد هم باشه ولی پدرت توی وصیت نامه قید کرده که بدون فرزاد هم میتونیم وصیت نامه رو باز کنیم.
مستاصل نگاهش کردم هر چند ناراضی بودم ولی گفتم: باشه اگر پدر این طور میخواست من حرفی ندارم ولی کاش حداقل قبلا گفته بودید تا به فرزاد اطلاع میدادم.
آقای امجد: فرزاد خان برای مراسم نیومدن اگه میخواستن بیان ایران الان بدون گفتن شما اینجا بودن.
هرچند حرفهای آقای امجد درست بود ولی بالاخره فرزاد برادرم بود و نسبت بهش تعصب داشتم دلم از این حقیقت تلخ گرفت و بغض عجیبی به گلویم فشار آورد. باید غم نبود پدر را با نیش و کنایه اطرافیان در نبود فرزاد تحمل میکردم. آقای امجد کیف سامسونتش را باز کرد و پاکت وصیتنامه را خارج کرد و آرامش پاکت را باز کردو شروع به خواندن کرد. وقتی عزیزترینم نبود وصیتنامه اش و اموالش چه ارزشی برایم داشت. وقتی تنها باشی و هیچ تکیه گاهی نداشته باشی ثذوت به چه درت میخوره. وصیتنامه که خوانده شد از تعجب گیج و مات و فقط به آقای امجد نگاه میکردم این امکان نداشت چرا آخه بابا این کار رو کرد؟
بابا تقریبا بیشتر اموالش رو به نام من کرده بود.
آقای امجد:میدونم چی میخواید بگید ولی اینو بگم که پدرتون شما رو خیلی دوست داشت به خاطر همین اصرار داشت که همه اموالش به شما برسه ولی با صحبتهای که من باهاشون داشتم بالاخره راضی شدن که به فرزاد هم سهمی تعلق بگیره. میدونید که بارها پدرتون گفته بود که فرزاد از ارث محرومه.

دانلود کتاب رمان راز گردنبند از S.Mokhtariyan

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان راز گردنبند

رایگان
حاج مم جعفر در پاریس

حاج مم جعفر در پاریس

ایرج پزشک زاد
رایگان
نیرنگستان

نیرنگستان

صادق هدایت
رایگان
رمان سهم من از زندگی

رمان سهم من از زندگی

آرامش عشق
رایگان
جایی دیگر

جایی دیگر

گلی ترقی
رایگان
رمان الهه بانو

رمان الهه بانو

افرا شریفی
رایگان
رمان آن نیمه دیگر

رمان آن نیمه دیگر

آنیتال
رایگان
رمان سلطنت

رمان سلطنت

فاطمه افکاری
رایگان
رمان آغوش غریب

رمان آغوش غریب

فاطمه زهرا سعیدی
رایگان
رمان دل مرده

رمان دل مرده

و رحیمی
رایگان
رمان روح آشام

رمان روح آشام

قلم طلا

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سهم من از زندگی از آرامش عشق (رایگان)
  • دانلود کتاب جایی دیگر از گلی ترقی (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان الهه بانو از افرا شریفی (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)
  • دانلود کتاب ارباب و بنده از لئو تولستوی (رایگان)
  • دانلود کتاب ذن می گوید از دسایی جیه جونگ (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.