BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان رنجنامه فرنگیس
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان رنجنامه فرنگیس

کتاب رمان رنجنامه فرنگیس

نوشته‌ی ژاله صفری
ناشر اینترنتی
سال انتشار 1403
تعداد صفحات 879 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 187

خلاصه کتاب رمان رنجنامه فرنگیس

فرنگیس سال‌ها بارِ سنگین زخم‌های ناگفته و رنج‌های بی‌درمان را بر دوش کشیده بود. نمی‌دانست چه چیزی او را به نقطه فروپاشی رساند؛ تقدیر، یا تنها یک تلنگر ساده. همزمان، درگیری‌های پلیس با شبکه‌ای از قاچاقچیان مواد مخدر، سرنوشت او را به خط اول اخبار کشاند. حالا زندگی پرپیچ‌وخم فرنگیس برای یک خبرنگار جوان، سوژه‌ای داغ و وسوسه‌انگیز شده بود؛ اما او نمی‌دانست که پا گذاشتن به این داستان، خودش را هم درگیر زخم‌ها و خطرهایی خواهد کرد که فرنگیس سال‌هاست با آنها دست و پنجه نرم می‌کند.

بخشی از متن کتاب رمان رنجنامه فرنگیس

مداخله های گاه و بیگاهمون سعی داشتیم این سرنوشت شوم رو به عقب بندازیم! حمزه هم تو زندان بیکار ننشست و حسابی پول خرج کرد و تا میتونست تاریخ اعدام رو عقب میانداخت. یه روز اسد سراسیمه اومد خونه و به اسماعیل گفت: -حمزه از زندان فرارکرده! اسماعیل اخماش تو هم رفت، اسد گفت: -اسی خیلی میترسم. این حمزه الان مثل مار زخمیه، تا زهرش رو بهت نریزه دست از سرت برنمیداره! اسماعیل خندید و دستش رو گذاشت رو شونه ی اسد و گفت: -داداشی اینقدر نترس، هیچ غلطی نمیتونه بکنه! فرنگیس صورتش رو با دست هاش پوشوند، مطمئن بودم که دیگه نمیتونه ادامه بده، صورتش یکپارچه قرمز شده بود. رودابه گفت: -دوباره فشارش رفته بالا. گیسو جان شما که میدونین مامان بزرگ ضعف اعصاب داره. از لحن گله آمیز رودابه متوجه شدم که دیگه باید جلسه ی اون روز رو تعطیل کنیم.
با اشاره به سرگرد فلاح بهش فهموندم که وقت بازجویی تمومه و باید ادامهشو به روز دیگه موکول کنه! بازوی لاغر و نحیف فرنگیس رو نوازش کردم و آروم گفتم: -ببخشید، میدونم یادآوریش براتون خیلی سخته! با سر حرفمو تأیید کرد. یاد حرفش افتادم که روز اول بهم گفته بود: -زندگی من و اسد که زندگی نبود! اگه بشنوی دل غصه میگیری! از جام بلند شدم و گفتم: -مراقب خودتون باشین. حرفی نزد. همونطور سرش تو تنش فرو رفته بود، به اتفاق سرگرد از خونه ی فرنگیس بیرون اومدیم. نیما بدون مقدمه یه جوری که انگار داشت با خودش حرف میزد گفت: -درسته، ما ردشو تا اهواز زدیم. حتما بازم تو اهواز تو یه سوراخی قایم شده! این دیگه کیه؟ فقط فکر کار و مأموریتشه! انگار نه انگارکه با این سوال و جواباش پیرزن بیچاره رو به مرز سکته رسونده. -یعنی از ملاقات امروزتون با فرنگیس همین یه مورد دستگیرتون شد؟
ضمن اینکه داشت با موبایلش شماره میگرفت با خونسردی جواب داد: -اتفاق مهمتر اینه که دیگه کارآموز شما نیستم، این از پیدا کردن حمزه هم مهمتره. منم وقتی داشت با موبایلش صحبت میکرد، سوار ماشین شدم و پام رو روی گاز گذاشتم و یه پوزخند تحویلش دادم که معنیش میشد: -برو به جهنم ازخودراضی! از تو آینه نگاه کردم، میخواستم قیافه ی مغموم جناب سرگرد رو برای همیشه تو خاطرم بسپرم. عین بچهی که مامانش رو گم کرده باشه مرتب برام دست تکون میداد و دنبال ماشین میدوید. وای خدا مرسی که هستی! ازت ممنونم، داشت با اشاره یه چیزی میگفت ولی ایندفعه نمی فهمیدم معنیش چی میشه. شاید میخواست وایستم تا ازم عذرخواهی کنه. آره نباید میرفتم، باید میموندم و عذرخواهیش رو قبول میکردم؛ ضمنا جلوی رستمی و احسان خیلی بد میشد جناب سرگردشون که اینقدر روش حساب میکردن
به وسیله ی گیسو قهرمانی وسط خیابون جا بمونه و ضایع بشه، تا همین جا براش کافی بود. زدم رو ترمز و ماشین رو نگه داشتم. داشت به سمتم می اومد، وقتی دید وایستادم قدمهاش رو کندترکرد، جلوی ماشین که رسید شیشه رو دادم پایین و با بیمیلی و محض رضای خدا گفتم: -سوار شین! موهای فرخوردهش ریخته بود تو صورتش، با خنده گفت: -خانم قهرمانی، فرمون ماشینتون سفت نیست؟ برای چی میپرسه؟ -فرمون؟! -بله! فرمون، همون وسیله ی دایره شکلی که دستتاتون روشه. همون که باهاش جهت ماشین رو کنترل میکنین. آخه کی به این گفته که بانمکه؟! -بله خودم میدونم فرمون چیه، از سوالتون سر درنیاوردم! -بیاین پایین. -نه خیلی دیرم شده، شما بفرمایین سوار شین. تو موهاش دست برد و از جلوی صورتش کنارشون زد. بعد دولا شد و انگار داره یه راز بزرگ رو باهام درمیون میذاره گفت: -خانم قهرمانی ماشینتون پنچر شده.

دانلود کتاب رمان رنجنامه فرنگیس از ژاله صفری

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان رنجنامه فرنگیس

رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا
رایگان
رمان برزخ اما بهشت

رمان برزخ اما بهشت

نازی صفوی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.