BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان صحرای ویرانگر
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان صحرای ویرانگر

کتاب رمان صحرای ویرانگر

نوشته‌ی فرشته تات شهدوست
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 2038 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 273

خلاصه کتاب رمان صحرای ویرانگر

پرونده قتل پدرش هنوز بازه… پلیس دست خالی برگشته، و حالا این مزاحمت های شبانه دارن همه چیزو ازش میگیرن. صحرا خسته‌تر از همیشه، بین حفظ خانواده جان‌اش و فرو رفتن در تاریکی، تنها یک انتخاب شده است… و آن، مردی‌ای که گذشته‌اش از سایه‌است: امیرسام پناهی . مردی با نگاهی که هیچ‌وقت تا تهش رو نمی‌فهمی، و شغلی که بیشتر از آن جواب بده، سوال می‌سازه…

بخشی از متن کتاب رمان صحرای ویرانگر

سینه ی او زد نفس بود که توی سینه ی آن مرد درهم شد صحرا دست او را تا پشت کمرش پیچ و تاب داد و وسط مهره هایش کوبید و زمینش کرد. چاقوی جا می ریخته با ناله ی بلندی که از او ضامن دار حالا کنار پای امیرسام افتاده بود شالش را از روی زمین چنگ زد و تکان شکلاتی اش از بند گیره رها شده و دور بود. کجا گازشو گرفتی میری؟ وایسا با توام… کیفش را روی شانه جابه جا کرد و همان طور تلخ و جدی کنایه زد تا کجا میخوای دنبالم بیای؟ ما راه مون یکی نیست؛ شانه به شانه ی صفحه ی موبایلش را چک میکرد و روستا پایین می رفت. درصد خطای مسیریاب یک در هزاره یکی هم نباشه؛ یکی کردنش کار سختی نگاه صحرا به نور کم سوی چراغ سردر از خانه ها امیرسام پوزخند زد. راشی سات مکدوس بود: «اونو می شناختی ؟» کی ؟! همونی که بهت حمله کرد.
با مکث کوتاهی نگاهش را از آخرین پیام صابر گرفت و به کوچه ی نسبتاً تاریک زل زد. صدای واق واق سگ از دور شنیده میشد: «نه!» صحرا : کرد و امیرسام سرش را سوی او برگرداند لبخند زد و خیره چشم های منتظر او پرسید: «از قرار معلوم مهارتت هم که زبون تلخ و نیش دارت شهرت داره خانوم ویرانگر بوده ؟ بروسلی ؟» ابروهایش جمع تر شد نگاه پر خود را از او گرفت و به مرد روستایی داد که بیل نی را روی شانه ی خود گذاشته و از خم کوچهی گلی عبور نگاهی از سر تعجب به غریبه های تازه واردا کنارشان گذشت و صحرا شنید که زیرلب “بسم الله ” گوید یحتمل گمان کرده بود که آن دو جن هستند تصور مضحکی بود که باعث شد نفسش را با تأسف “ها” کند. وقتی سرایدار قبرستان روستا انقدر عجیب و ترسناک رفتار میکند؛ از این بنده های خدا نمیشد توقع بیشتری داشت.
بودند که و را به چشم خود دیده میکردند! شاید هم نه… را داشت و صحرا با حتما ان وجودسانات شوی تاج امیرسام از گوشه ی لحنی دلخور و عصبی بود زمزمه میکرد «پدرم» در خودش فرو رفته به حدی محزون و دلگیر که لبخند آرام آرام بر لب های امیرسام یخ بست و با تعجب به او که محکم و قدم برمی داشت نظر انداخت. عصبی از حرف نسجیده ای که زده بود پشیمان شده و مانده بود چه بگوید تا از دل دخترک در بیاورد؛ اما صحرا مکدر از یادآوری خاطرات شیرین روزهای دوری که یک زمانی در
کنار پدر داشت با همان لحن نجوا میکرد هر سال بهار میرفتیم خونه باغ؛ پدرم میگفت دفاع شخصی برای لازمه جنسیت مهم نیست مهم اینه تو دوره و زا که دیگه سگ صاحب شو نمی شناسه بتونی از خودت افظت کنی و تابستون برای ورود: «هیچ این را گفت و تلخند زد.
سوز دل به صدای لرزانش هم تراوش گرفته و این کس جز خونواده ام از این موضوع خبر نداشت. نمی دونم شاید دشمناش میدونستن پدرم یه زمانی مربی کارکشته ای بوده که نخواستن باهاش وارد محاربه بشن و با نامردی کشتنش امیرسام پلک زد و نگاهش را به زمین سنگلاخی و فضای هرچه جلوتر میرفتند صدای واق واق سگ هم نزدیک تر می آمد. صحرا چشم هایش را کاسه چرخاند تا اشک و غم را با تاریک روستا من را فرق قد هم پس بزند گفت با اخمی ،تند دل مچاله شده اش معتقد بود هر آدمی باید به خودش باشه از اینکه یه روز خودش رو محتاج خلق الله ببینه میترسید میگفت خیر این مردم حتی به خودشون هم نمی رسه مگر پای منفعت وسط باشه. سکوت کرد و به قدم هایش سرعت بخشید. امیرسام از پشت سر به او نگاه میکرد صحرا کف دست های سردش را روی هم سایید.

دانلود کتاب رمان صحرای ویرانگر از فرشته تات شهدوست

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان صحرای ویرانگر

رایگان
رمان گناهکار

رمان گناهکار

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان جوهر سیاه

رمان جوهر سیاه

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان ببار بارون

رمان ببار بارون

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان آتش جنون

رمان آتش جنون

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان تباهکار

رمان تباهکار

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان حاکم

رمان حاکم

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان دستان

رمان دستان

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان گناه نامدار

رمان گناه نامدار

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان معشوقه ماه (جلد اول)

رمان معشوقه ماه (جلد اول)

فرشته تات شهدوست
رایگان
رمان معشوقه ماه (جلد دوم)

رمان معشوقه ماه (جلد دوم)

فرشته تات شهدوست

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سهم من از زندگی از آرامش عشق (رایگان)
  • دانلود کتاب جایی دیگر از گلی ترقی (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان الهه بانو از افرا شریفی (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)
  • دانلود کتاب ارباب و بنده از لئو تولستوی (رایگان)
  • دانلود کتاب ذن می گوید از دسایی جیه جونگ (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.