BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان طلایه
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان طلایه

کتاب رمان طلایه

نوشته‌ی نگاه عدل پرور
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 469 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 788

درباره کتاب رمان طلایه

موضوع اصلی رمان طلایه:
طلایه، دختری ساده، پرشور و احساساتی است که به‌واسطه شرایطی غیرمنتظره، وارد خانه‌ای ناآشنا می‌شود؛ جایی که باید با افرادی کاملاً متفاوت هم‌خانه شود. دنیای او با دنیای اطرافیانش زمین تا آسمان فرق دارد. اما چیزی که ابتدا شبیه کابوس است، کم‌کم به نقطه عطفی در زندگی‌اش تبدیل می‌شود. طلایه باید در این مسیر، هم با دل خودش کنار بیاید و هم با چالش‌هایی که هر لحظه او را به آزمون‌های جدیدی می‌کشند. در میانه‌ این تحولات، احساسی ناآشنا در دلش جوانه می‌زند… آیا طلایه می‌تواند از دل تمام ناآرامی‌ها، به آرامش برسد؟

بخشی از متن کتاب رمان طلایه

قرار بود هفته ی دوم عید خانواده ام به همراه خاله سیمین و خانواده ی خواهر شوهرش به شمال بروند، اما حوصله شان را نداشتم مخصوصا که پسر بزرگشان وحید هم می آمد و از پس هر جا می رفتم نگاهم میکرد کلافه می شدم البته قبلا خاله سیمین منو برایش خواستگاری کرده بود ولی آقاجون با این که خانواده ی خیلی خوبی بودن و در بهترین نقطه ی تهران هم زندگی می کردند و وضع مالیشون عالی بود چون از ازدواج های فامیلی خوشش نمی آمد حتی صحبت واهم مطرح نکرده بود به همین دلیل تا من ساز مخالفت زدم که باید برگردم سر خانه و زندگیم هیچ مخالفتی نکردند با این که مامانم دلواپس بود و می گفت تو رو خدا خودتون یک مسافرتی چیزی برین حوصله تون سر نره با خنده گفتم مامان مثلا من همین الان هم مسافرت اومدم. مادر جون این که نشد سفر شماها جوونید باید برید بگردید فردا پس فردا که بچه دار شدین دیگر وقت این کارها رو پیدا نمی کنین
مگه پول در آوردن چقدر ارزش داره؟ آدم پول رو در می یاره که از جوونی و زندگی اتنی لذت ببره شما که همه چیز رو به خودتون حروم گردین می دانستم که مامان حق دارد و وقتی شروع کند دیگر دست بردار نیست سعی می کردم یک طوری خیالش را راحت کنم و به بهانه ای تعویض روز بلیطم از خانه بیرون زدم شهر ما میدها بیش از حد شلوغ میشد و از شدت ازدحام جمعیت نمی شد در خیابان ها قدم برداشت. دوست داشتم بروم کنار زاینده رود و به یاد خاطرات قشنگ کودکی هایم ساعت ها به آب جاری زل بزنم ولی متاسفانه حال و حوصله که نداشتم هیچ بلکه آنقدر شلوغ بود که از صد مادری اش هم نمی شد گذشت چه برسد با خیالی آسوده و در سکوت به فکر فرو رفت به همین خاطر فقط گشتی در میدان نقش جهان زدم و از بازار برای خودم و محل جدید زندگیم یک مقدار چیزهای تزئینی و زیبا خریدم و به آژانس مسافرتی که دوست پدر اردون بود
رفتم و به قول معروف با کلی پارتی بازی تاریخ بلیطم را تغییر دادم و از آن جایی که برای ساعت ده همان شب بود سریع به خانه پدریم برگشتم تا وسایلم را جمع کنم. فردا صبح زود قرار بود آقا جونم اینها برای سفر شمال عازم شوند. من هم بعد از کلی گریه و زاری سامان که به خاطر نگرانی و دانشگی بود و آن طور که خودش می گفت اصلا تحمل رفتن به مسافرت بدون دختر یکی و یک دونه اش را نداشت و کلی اصرار کرد که من هم همراهشان بروم ولی از آنجایی که خودش عقیده داشت زن نباید زیاد شوهرش را تنها بگذارد بالاخره راضی شد و رضایت داد من هم خداحافظی جانانه ای با آقاجون و علی کردم و تاکسی گرفتم و به سمت فرودگاه رفتم خوا خیلی خوب بود و دوست داشتم به تنهایی برای خودم قدم بزنم احساس زن مستقلی را داشتم که توانسته بودم به تنهایی با مشکلاتم کنار بیایم و روی پای خودم بایستم کمی داخل سالن فرودگاه گشت زدم
و برای خودم قهوه و کیک سفارش دادم نزدیک ساعت نه و نیم بود که خانم خوش صدایی داخل بلندگو سالن پیچ کرد که پرواز اصفهان تهران سه ساعت به تاخیر افتاده حوصله ی برگشتن به خانه ی آقاجونم را نداشتم چون مادرم کمی خرافاتی بود و اگر می گفتم پرواز به تاخیر افتاده می گفت قسمت نهده و کلی حرف های دیگر و نمی گذاشت به پرواز برگردم و از آن جایی که دیگر محال بود بلیط گیرم بیاید مجبور بودم همراهشان به مسافرت بروم ولی خیلی دلتنگ خانه ی قشنگم با تراس با صفایش بودم چون توی اون وقت بهار حسابی دلپذیر بود. شاید خودم هم باورم نمی شد که اون قسمت دنیا را با هیچ کجا حتی همین خانه ی پدریم عوض کنم به قول معروف آب تهران را خورده بودم و آن مکان را به هر جا ترجیح می دادم از این افکار خنده ام گرفته بود که چه زود عوض شده بودم و به همه ی کسانی که می آمدند به پایتخت و شهر و دیارشان را فراموش می کردند.

دانلود کتاب رمان طلایه از نگاه عدل پرور

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان طلایه

رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا
رایگان
رمان برزخ اما بهشت

رمان برزخ اما بهشت

نازی صفوی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.