اقا رادوينم تو حموم بودن.. گوشيش شروع کرد به زنگ خوردن..يه ذره به گوشي ذل زدم..
اسم شيطونک روشن خاموش ميشد.. شيطونک؟؟؟تصميم گرفتم جواب بدم.. گوشي رو که
برداشتم صداي يه زن تو گوشم پيچيد..درجه ي بدنم رسيد به صفر..سرد سرد شدم.. دستام يخ کرد..
موهاي تنم سيخ شد..
خانومه- رادوين جونم.. چند وقته نيستي.. کجايي قربونت برم؟ عزيز دلم از وقتي که اون کار مسخره
رو راه انداختي خبري از ما نميگيري..الو.. رادوين.. عشق منننننن..
چشام و محکم رو هم گذاشتم.. دستام داشتن ميلرزيدن..خدايا.. ببين از کي تهمت هرزه بودن و
شنيدم.. اين که يه پا…. اونقدر اعصابم خراب بود که ندونم چي ميگم.
من- بفرماييد..
خانومه- اِ.. ببخشيد شما؟
من- زنشم.. بفرماييد.. امرتون.
خانومه- شوخي خوشگلي بود.. بده گوشي رو بهش..
صدام بلند شد..
من- شوخي خودتي و هفت جد و آبادت زنيکه حسابي.. ميگم زنشم ميگه شوخي ميکني..
يه بار ديگه به اين شماره زنگ بزني گوشيت و ميکنم تو حلقت.
گوشي رو قطع کردم…کثافت هرزه.. خودش و زده به اون راه.. خوبه ديگه عالم و ادم ميدونن رادوين
ازدواج کرده.. حمال درجه يک
گوشي رو گذاشتم سر جاش و به ادامه ي فيلمم نگاه کردم.. البته چه عرض کنم؟ فقط نگاه بود..
ولي ذهنم درگير اين لاشخور بود..چرا به هرکي ميگم با رادين ازدواج کردم و زنشم ميگه شوخي قشنگي بود
دیدگاه کاربران