رایگان
دررابازكردو ازخانه بيرون آمد.پسر همسايه ي روبه رو كه يلدا نامش رامزاحم (پشت شيشه) گذاشته بود، آماده و سرحال گويي منتظر يلدا بود، لبخندي زد و سلامي زير لب داد. يلدا بي توجه به او راه افتاد،
دیدگاه کاربران