BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان کدامین نگاه
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان کدامین نگاه

کتاب رمان کدامین نگاه

نوشته‌ی ساغر ش
ناشر اینترنتی
سال انتشار 1393
تعداد صفحات 378 صفحه
نوبت چاپ اول
بازدید 43

درباره رمان کدامین نگاه

فرداي آنروز شوق خاصي در وجود م رخنه کرده بود مي خواستم زود تر به دانشگاه بروم صبح زود از خواب بيدار شدم  براي اولين بار بود که دوست داشتم به ظاهرم حسابي برسم در کمد را که باز کردم پشيمان

شدم لباسهاي تکراري …که هميشه مي پوشيدم.نگاهي به پس اندازم انداختم، چشمگير نبود. يک آن خيلي ناراحت شدم، براي يک لحظه به مينا حق دادم که براي ازدواج پول را ملاک قرار داده، پيش خودم گفتم: (آدم وقتي پول داشته باشه همه چيز به دست مي آره )

ولي اين فکر و خيال چند لحظه بيشتر فکرم را مشغول نکرد.فريد مرا همين جور که بودم دوست داشت نه آن جور که مي خواستم نشان دهم…

پس از فکر لباس در آمدم مانتو کرم رنگ ساده اي با شلوار جين هميشگيم را پوشيدم مقنعه کرم رنگم را روي سرم مرتب کردم و کوله طوسي را بي هدف به شانه انداختم.

ظاهرم خيلي معمولي بود بين دو حس متفاوت مانده بودم… يک آن دوست داشتم چشمگير باشم…

ولي حس ديگر مي گفت: همين جور خوب است.و بالاخره حس قوي تر پيروز ميدان شد بي خيال کوله را جابه جا کرده و به پايين رفتم عمو ادکلن تلخ هميشگي را زده بود خيلي از بوي ادکلنش خوشم مي آمد

تصميم گرفتم اگر با فريد نامزد کنم (چه فکر شيريني )حتما برايش از اين ادکلن بخرم با اين فکر لبخند روي لبانم جا خوش کرد

—کبکت خروس مي خونه ساغر خانم ؟

—-خوشم مياد آقا محمود زود متوجه مي شوي ؟

عمو تاي ابرويش را بالا انداخت

گفت: ا حالا چرا اينقدر خوشحالي!

خودم را برايش لوس کردم و دستمانم را به دور کمرش حلقه زدم

گفتم بخاطر عموي خوشتيپم …

عمو که معلوم بود اصلا حرفم راباور نکرده و کاملا معذب شده است.

گفت اولا خرس گنده دستتو از دور کمرم باز کن، بعدش هم… خودتي ؟؟–

عمو بازم از اين حرفا ميزني ؟

—تا زماني که فکر مي کني مي توني راحت خرم کني، آره مي گم!اينقدر هم به من نچسب

بدم مياد، فهميدي!!

–اخمهايم را در هم کردم

زير لب گفتم: گوشت تلخ

دانلود کتاب رمان کدامین نگاه از ساغر ش

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان کدامین نگاه

رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا
رایگان
رمان برزخ اما بهشت

رمان برزخ اما بهشت

نازی صفوی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.