BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • مرتاض عشق
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
مرتاض عشق

کتاب مرتاض عشق

نوشته‌ی نسترن رضوانی
ناشر آزاد
سال انتشار 1396
تعداد صفحات 474 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 53

خلاصه کتاب مرتاض عشق

ژانر: اجتماعی/ عاشقانه

دختری زیبا رو و دانشجو که درگیر یک مثلث عشقی عجیب است و خود دلبسته یکی از آنها؛ اما دست زمانه و غیرت مردانه‌ی آن یکی راس مثلث زندگی‌اش را عوض می‌کند و در شب نامزدی‌اش با عشق چندین ساله‌اش بالی‌ی به سرش میاید که مجبور به گذشت از معشوقش می‌شود، چون ..

بخشی از متن کتاب مرتاض عشق

تحمل نگاههای مشتاق و عاشقانهاش رو نداشتم. سرم رو پایین انداختم و رو تنها مبل خالی که کنار محمد هم بود نشستم.
لبخند دسته جمعی روی صورتشون حسابی کفریم کرده بود.
بابا: خورشید بابا پاشو برو کمک مامانت!
از پیشنهاد بابا استقبال کردم و سریع از جام بلند شدم.
زندایی: علی آقا اجازه میدادید ما هم دو دقیقه عروسمون رو ببینیم.
بابا: خورشید که بارها جوابش رو داده، چه اصراریه بخواییم بهش اجبار کنیم تا تو معذورات قرار بگیره؟
صدای پچ- پچ حرفهاشون با صدای دستورهای مامانم ترکیب شد و من هم بعد از کلی حرص خوردن بالاخره خورده فرمایشهای مامانم رو انجام دادم و با خستگی روی صندلی اپن نشستم.
مامان میشه دقیقا بگی کدوم کار ‌رو از قبل انجام دادی؟ کمرم شکست.
اوف از دست تو، دو دقیقه‌ کار ‌میکنی، یک ساعت غر میزنی.
خب مادر من خستهام؛ از صبح کلاس بودم. بعدش هم که اومدم نگفتی کاری کنم، گذاشتی الان، پشت هم کار بهم میگی.
پاشو برو بشین بیرون ور دل بابات! همون بابات لوست کرده طاقت نداری دو دقیقه دست به سیاه سفید بزنی؛ نوبرش رو آوردن!
با ناراحتی از بیدرکی مامانم بیرون رفتم و تا خواستم کنار بابا بشینم زندایی از جاش بلند شد.
خورشید جان میتونم چند لحظه خصوصی باهات حرف بزنم؟
میدونستم حرفش چیه؛ حتما باز میخواست درباره محمد حرف بزنه و هرچی به جز مثبت از من شنید، قهر و آشتی راه بندازه.
(بفرمایید) ای گفتم و به سمت اتاقم راهنماییش کردم.
بفرمایید زندایی.
بشین دخترم؛ میخوام رک ‌و پوست کنده باهات حرف بزنم!
توروخدا! بس نیست انقدر گفتید و من گفتم نه؟ من محمد رو دوست دارم؛ اما عین داداشم، نمیتونم به جای شوهرم ببینمش.

دانلود کتاب مرتاض عشق از نسترن رضوانی

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه مرتاض عشق

رایگان
حاج مم جعفر در پاریس

حاج مم جعفر در پاریس

ایرج پزشک زاد
رایگان
نیرنگستان

نیرنگستان

صادق هدایت
رایگان
رمان سهم من از زندگی

رمان سهم من از زندگی

آرامش عشق
رایگان
جایی دیگر

جایی دیگر

گلی ترقی
رایگان
رمان الهه بانو

رمان الهه بانو

افرا شریفی
رایگان
رمان آن نیمه دیگر

رمان آن نیمه دیگر

آنیتال
رایگان
رمان سلطنت

رمان سلطنت

فاطمه افکاری
رایگان
رمان آغوش غریب

رمان آغوش غریب

فاطمه زهرا سعیدی
رایگان
رمان دل مرده

رمان دل مرده

و رحیمی
رایگان
رمان روح آشام

رمان روح آشام

قلم طلا

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سهم من از زندگی از آرامش عشق (رایگان)
  • دانلود کتاب جایی دیگر از گلی ترقی (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان الهه بانو از افرا شریفی (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)
  • دانلود کتاب ارباب و بنده از لئو تولستوی (رایگان)
  • دانلود کتاب ذن می گوید از دسایی جیه جونگ (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.