«هفت دختر هفت پسر» نوشتهی «باربارا کهن» و «بهیه لاوجوی» رمانی برای نوجوانان است. این رمان براساس قصهای عامیانه نوشته شده که در قرن پنجم هجری در بینالنهرین نقل میشده و سینه به سینه به ما رسیده است.
داستان سفری شگفتانگیز و عشاقی پرشور. داستان دختری از میان هفت دختر، که برای نجات خانوادهاش لباس پسرانه به تن میکند و بار سفر میبندد. دختری که برخلاف تصور جامعه باهوش و توانمند است و میخواهد خانوادهاش را نجات بدهد.
پوران چهارمین دختر از هفت دختر مالک است و ۱۱ سال دارد. او برخلاف سنتهای جامعه عرب، به کمک پدرش خواندن، نوشتن و بازی شطرنج را آموخته است. داستان به قرن پنجم هجری برمیگردد؛ زمانی که داشتن دختر موجب تمسخر و ریشخند جامعه بود. مالک دکان کوچکی در بازار دارد که کفاف خانوادهاش را نمیدهد. برخلاف او، برادرش، هفت پسر دارد و ثروت بسیار. این برادر همیشه مالک را کوچک میشمارد. صدای مغرور و ریشخند عموی پوران، او را آزار میدهد. پوران تصمیم میگیرد برای رهایی خانوادهاش از فقر، با موافقت پدرش دست به کاری ناممکن بزند.
پوران به بازار میرود و لباسی مردانه و دستدوم میخرد و آنها را میپوشد و با کاروانی همراه میشود که به شهر ساحلی صور میرود. پس از هفتهها پوران به صور میرسد و با ظاهر مردانهاش کسب و کار خود را با کمک جها که در سفر با او آشنا شده راه میاندازد و نام نصیر را برای خودش انتخاب میکند. در صور، نصیر با محمود -امیرزاده صور- آشنا میشود. پس از گذشت مدتی از دوستیشان، محمود که به نصیر علاقه پیدا کرده، به او شک میکند و با روشهای گوناگون او را آزمایش میکند. به این ترتیب نصیر برای مشخص نشدن هویت واقعی خودش با تمام علاقهای که به محمود دارد، مجبور میشود به خانه برگردد.
داستان در سه فصل روایت میشود. فصل اول از زبان «پوران» است و فصل دوم را «محمود» روایت میکند و فصل سوم را باز هم پوران شخصیت اصلی رمان، تعریف میکند.
«هفت دختر هفت پسر» رمانی جذاب و هیجانانگیز است با تعلیق فراوان که نوجوانان از آن لذت میبرند و با قهرمان داستان همراه میشوند.
دیدگاه کاربران