رایگان
خواهر و برادری به نام واسیا و کاتیا زندگی می کردند آن دو یک گربه داشتند یک روز تابستان گربه آن ها ناپدید شد بچه ها تمام جا را زیر و رو کردند اما نتوانستند او را پیدا کنند روزی آن ها کنار انباری به بازی مشغول بودند که ناگهان صدای میومیویی به گوششان رسید
دیدگاه کاربران