کریم قبل از این که به تهران بیاید و به دربار راه پیدا کند در اصفهان به دلیل متلک های نیش دار و گزنده به «کریم پشه» معروف بود و همه مردم او را با این لقب می شناختند و با شیرین کاریها و متلک هایش آشنایی داشتند. برخی معتقدند وجه تسمیه واژه شیره ای در ادامه نام وی به این علت است که او قبل از ورود به تهران به امر تهیه و فروش شیره انگور اشتغال داشته است. و برخی نیز بر این اعتقادند چون او همیشه چرت می زده و وانمود می کرده شیرهای است و از این عمل در شیرین کاری هایش کمال بهره را می برده است، به او چسبیده باشد.
اولین شبی که کریم به تهران وارد شد چون با جایی آشنایی نداشت پس از مدتی سرگردانی وارد منزلی شد که جشن عروسی در آن برپا بود و چون محلی برای نشستن نیافت در میان مطربها نشست و در پاسخ به پرسش صاحب خانه از نام و نشانش خود را دلقکی که برای پیدا کردن کار به تهران آمده معرفی کرد. کریم مردی بلندقد و لاغر اندام بود که لباسی عجیب و رنگارنگ بر تن داشت و بر خری کوچک با دست و پایی کوتاه سوار میشد.
او با این که جثهای حقیر و شغلی پست داشت، انسانی دارای علو طبع، با گذشت، فداکار، دلسوز و مردم نواز بود. وی با رک گویی و سرعت انتقال حیرت انگیز و سخنان نیشدار و ابتکاری خویش در عین حال که خاطر شاه را خرسند میکرد گاهی نیز رفع ظلم از مظلومی و سبب خجلت ظالمی را فراهم میساخت. کریم به قدر کفایت باخواندن و نوشتن آشنایی داشت، نماز میخواند و نیز به پرورش گل نرگس علاقه داشت و البته در عید نوروز با فرستادن گلهای دست پرورده خود به در منازل اشراف و درباریان از آنها عیدی میگرفت.
دیدگاه کاربران