با شنیدن نام لطفعلی خان زند به یاد میارویم رشادت های او را که در برابر آقا محمد خان قاجار . در این کتاب خواهم گفت از آنچه میدانم از لطفعلی خان و چه کرد و چه میراثی برای نسل های آینده به جا گذاشت .
آری لطفعلی خان زند، شاهزاده ای زندی بود که شاید تراژدی غم انگیز پایان زندگانی اش هر انسان مهر ورز و هر ایرانی راستین را به گریستن وا میدارد. لطفعلی خان به دست سر دودمان ترک های قاجاری که سیاہ ترین دوران را برای ایرانزمین فراهم می آوردند به گونه ای دلخراش و غیر انسانی شکنجه و کشته شده و پیش از دستگیری اش تا جایی که توانست در برابر ترک های قاجار یک تنه ایستادگی کرد و هنگامی که اسبش را به زانو در آوردند، دستانش را جلو آورد و فریاد زد :
ببندید که دستان ایران بسته اید
لطفعلی نیامد برای سلطنت بلکه آمد که مردم بر او سلطنت کنند وقتی انسان چنین انسان های ارزشمندی را میبیند به خود افتخار میکند. لطفعلی فرزند این بوم و خاک بود و هیچگاه وطن خود را به هیچ عهدی نفروخت و به ما آموخت که چرا نامش در تاریخ زنده ماند و جا پس از گذشت……
دیدگاه کاربران