BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان پانتومیم
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان پانتومیم

کتاب رمان پانتومیم

نوشته‌ی مرجان فریدی
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 842 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 291

درباره کتاب رمان پانتومیم

آیلین، دانشجوی سال دوم رشته‌ی نقاشی، در کنار خانواده‌ی کوچک و صمیمی‌اش زندگی آرام و ساده‌ای دارد. اما رویاهای بزرگ و دنیای صورتی‌ای که در ذهنش ساخته، او را به سمت تجربه‌ی روابطی گوناگون با پسرهای مختلف می‌کشاند؛ به امید آنکه روزی شاهزاده‌ی رؤیایی‌اش را پیدا کند. با ورود پسری مرموز و شعبده‌باز به دانشگاه، روند آرام زندگی آیلین و مسیر داستان دستخوش پیچ‌وخم‌هایی غیرمنتظره و رازآلود می‌شود که…

بخشی از متن کتاب رمان پانتومیم

دستش رو کنارم روی درخت گذاشت و اون یکی دستش رو هم طرف من آورد. بین دست‌هاش بودم. بهت‌زده نگاهش کردم که رو صورتم خم شد و آروم و کشیده گفت: – گفتم ادای گیسوکمند رو دربیار! بهت‌زده با چشم‌های گردشده گفتم: – گیسوکمند! تو زیادی انیمیشن نگاه می‌کنی نه؟ ابروش رو بالا انداخت و با نیشخند گفت: – من اصلاً نمی‌دونم چی هست، پیشنهاد نیایش بود. ولی فکر کنم تو دو سه باری دیدیش که این‌قدر راحت شناختی! اخم کردم و به بازوش زدم: – بکش کنار! نیشخند زد و کنار رفت، گفت: – جلوت که وایمیستم، انگار از بالای قله‌ی دماوند دارم نگات می‌کنم. سرش رو خم کرد کنار گوشم: – در این حد کوتاهی! بهت‌زده نیشخند زدم و دست‌به‌سینه گفتم: – این که تو دومتری، دلیل بر این نیست که من کوتاه‌ام! شبیه برج پیزا می‌مونی. رو پنجه‌ی پا بلند شدم، لب‌هام رو مماس لب‌هاش نگه داشتم و با تمسخر گفتم: – همون‌قدر دراز… همون‌قدر کج!

به لب‌هام زل زد و نیشخندی زد. سینا داد زد: – بیاید دیگه! با حرص هولش دادم و از پشت درخت اومدیم بیرون. مهراد اخم کرده نگامون می‌کرد. روبه‌روی گروه خودم ایستادم. استاد گفت: – زمان بگیرم؟ سر تکون دادم و استاد گفت: – شروع! عدد یک رو نشون دادم و پریا گفت: – یه حرفه؟ سر تکون دادم و با دستم تو هوا یه مستطیل کشیدم، بعدش وانمود کردم دارم با کنترل شبکه عوض می‌کنم. با هیجان بهم خیره شده بود. عقیل گفت: – تلویزیون؟ بشکن زدم و دستم رو چرخوندم، یعنی نزدیکه! سینا متفکر گفت: – انواع اسمای تلویزیون؟ به نشانه‌ی نه، سر تکون دادم. مهراد گفت: – شبکه‌های تلویزیون؟ بشکن زدم و با دست علامت دادم: «داری نزدیک می‌شی!» سینا داد زد: – فیلمه؟ زود سر تکون دادم. بعدش شالم رو از روی سرم برداشتم و گیره رو از موهام باز کردم، کل موهام تا کمرم ریخت دورم. سینا با نیش باز گفت: – چه موهای خوشگلی!

همه خندیدن و مهراد زد تو سرش. زود دست‌هام رو مثل دامن اطرافم گرفتم و پاورچین‌آروم شروع کردم به قدم برداشتن. پریا فوری گفت: – فیلم پرنسسیه؟ انیمیشن؟ زود سر تکون دادم و با دست‌هام ادای نقاشی کردن درآوردم. عقیل گفت: – پریا، ما فیلم پرنسسی ندیدیم… کدومه که دختره نقاشی می‌کشه؟ با دست‌هام، موهام رو دورم نشون دادم و سرم رو به اطراف تاب دادم؛ موهام دورم می‌چرخیدن. پریا متفکر گفت: – راپانزل؟ با خنده دست تکون دادم و دستم رو چرخوندم. – گیسوکمند؟ دست زدم و با هیجان گفتم: – آره! استاد زمان رو متوقف کرد و با خنده گفت: – سی و پنج ثانیه! برگشتم و به امیر نیشخند زدم. بچه‌ها همه دست زدن. بعد من، از تیم مقابل پریناز اومد. بهش گفتیم ادای بادیگارد رو دربیاره. با اون اخمای درهم، مدام ادای اسلحه دست گرفتن و کت‌شلواری بودن رو درمیاورد. آخرشم لحظه‌ی آخر، آرام فهمید و گفت: – بادیگارد! از گروه ما، سینا رفت.

بهش گفته بودن ادای چوپان دروغ‌گو رو دربیار. آخرش مهراد فهمید و دو به دو شدیم. به آرام گفتیم ادای هودی مارک‌دار رو دربیار. هودی رو تونستن بگن ولی «مارک‌دار» رو نه، و ما یه امتیاز جلو افتادیم. قرار شد ادامه‌ی بازی رو بعداً اجرا کنیم چون پسرا باید شام درست می‌کردن. با نیایش و پریا و آرام، یازده‌تایی بازی می‌کردیم. آرام نگاهم کرد و گفت: – این دست تموم شد، بیا بریم یکم قدم بزنیم. متفکر گفتم: – باشه، ولی دور نشیم. جنگله، شب هم هست، خطرناکه! سر تکون داد و دست آخرمون رو بازی کردیم. با آرام بلند شدیم و زیر سنگینی نگاه مهراد و امیر، از چادر و بچه‌ها دور شدیم. چراغ‌قوه رو کمی بالا گرفتم، نفس عمیقی کشیدم و با چوب راه می‌رفتم. – پات بهتره؟ به پاهام زل زدم و گفتم: – آره، خوبم. چند بار نفس عمیق کشیدم. – آیلین، به نظرت من دیوونم؟ متعجب نگاهش کردم و گفتم: – نه! آخه چرا؟

دانلود کتاب رمان پانتومیم از مرجان فریدی

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان پانتومیم

رایگان
رمان تیمارستانی ها

رمان تیمارستانی ها

مرجان فریدی
رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.