BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان پانتومیم
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان پانتومیم

کتاب رمان پانتومیم

نوشته‌ی مرجان فریدی
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 842 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 276

درباره کتاب رمان پانتومیم

آیلین، دانشجوی سال دوم رشته‌ی نقاشی، در کنار خانواده‌ی کوچک و صمیمی‌اش زندگی آرام و ساده‌ای دارد. اما رویاهای بزرگ و دنیای صورتی‌ای که در ذهنش ساخته، او را به سمت تجربه‌ی روابطی گوناگون با پسرهای مختلف می‌کشاند؛ به امید آنکه روزی شاهزاده‌ی رؤیایی‌اش را پیدا کند. با ورود پسری مرموز و شعبده‌باز به دانشگاه، روند آرام زندگی آیلین و مسیر داستان دستخوش پیچ‌وخم‌هایی غیرمنتظره و رازآلود می‌شود که…

بخشی از متن کتاب رمان پانتومیم

دستش رو کنارم روی درخت گذاشت و اون یکی دستش رو هم طرف من آورد. بین دست‌هاش بودم. بهت‌زده نگاهش کردم که رو صورتم خم شد و آروم و کشیده گفت: – گفتم ادای گیسوکمند رو دربیار! بهت‌زده با چشم‌های گردشده گفتم: – گیسوکمند! تو زیادی انیمیشن نگاه می‌کنی نه؟ ابروش رو بالا انداخت و با نیشخند گفت: – من اصلاً نمی‌دونم چی هست، پیشنهاد نیایش بود. ولی فکر کنم تو دو سه باری دیدیش که این‌قدر راحت شناختی! اخم کردم و به بازوش زدم: – بکش کنار! نیشخند زد و کنار رفت، گفت: – جلوت که وایمیستم، انگار از بالای قله‌ی دماوند دارم نگات می‌کنم. سرش رو خم کرد کنار گوشم: – در این حد کوتاهی! بهت‌زده نیشخند زدم و دست‌به‌سینه گفتم: – این که تو دومتری، دلیل بر این نیست که من کوتاه‌ام! شبیه برج پیزا می‌مونی. رو پنجه‌ی پا بلند شدم، لب‌هام رو مماس لب‌هاش نگه داشتم و با تمسخر گفتم: – همون‌قدر دراز… همون‌قدر کج!

به لب‌هام زل زد و نیشخندی زد. سینا داد زد: – بیاید دیگه! با حرص هولش دادم و از پشت درخت اومدیم بیرون. مهراد اخم کرده نگامون می‌کرد. روبه‌روی گروه خودم ایستادم. استاد گفت: – زمان بگیرم؟ سر تکون دادم و استاد گفت: – شروع! عدد یک رو نشون دادم و پریا گفت: – یه حرفه؟ سر تکون دادم و با دستم تو هوا یه مستطیل کشیدم، بعدش وانمود کردم دارم با کنترل شبکه عوض می‌کنم. با هیجان بهم خیره شده بود. عقیل گفت: – تلویزیون؟ بشکن زدم و دستم رو چرخوندم، یعنی نزدیکه! سینا متفکر گفت: – انواع اسمای تلویزیون؟ به نشانه‌ی نه، سر تکون دادم. مهراد گفت: – شبکه‌های تلویزیون؟ بشکن زدم و با دست علامت دادم: «داری نزدیک می‌شی!» سینا داد زد: – فیلمه؟ زود سر تکون دادم. بعدش شالم رو از روی سرم برداشتم و گیره رو از موهام باز کردم، کل موهام تا کمرم ریخت دورم. سینا با نیش باز گفت: – چه موهای خوشگلی!

همه خندیدن و مهراد زد تو سرش. زود دست‌هام رو مثل دامن اطرافم گرفتم و پاورچین‌آروم شروع کردم به قدم برداشتن. پریا فوری گفت: – فیلم پرنسسیه؟ انیمیشن؟ زود سر تکون دادم و با دست‌هام ادای نقاشی کردن درآوردم. عقیل گفت: – پریا، ما فیلم پرنسسی ندیدیم… کدومه که دختره نقاشی می‌کشه؟ با دست‌هام، موهام رو دورم نشون دادم و سرم رو به اطراف تاب دادم؛ موهام دورم می‌چرخیدن. پریا متفکر گفت: – راپانزل؟ با خنده دست تکون دادم و دستم رو چرخوندم. – گیسوکمند؟ دست زدم و با هیجان گفتم: – آره! استاد زمان رو متوقف کرد و با خنده گفت: – سی و پنج ثانیه! برگشتم و به امیر نیشخند زدم. بچه‌ها همه دست زدن. بعد من، از تیم مقابل پریناز اومد. بهش گفتیم ادای بادیگارد رو دربیاره. با اون اخمای درهم، مدام ادای اسلحه دست گرفتن و کت‌شلواری بودن رو درمیاورد. آخرشم لحظه‌ی آخر، آرام فهمید و گفت: – بادیگارد! از گروه ما، سینا رفت.

بهش گفته بودن ادای چوپان دروغ‌گو رو دربیار. آخرش مهراد فهمید و دو به دو شدیم. به آرام گفتیم ادای هودی مارک‌دار رو دربیار. هودی رو تونستن بگن ولی «مارک‌دار» رو نه، و ما یه امتیاز جلو افتادیم. قرار شد ادامه‌ی بازی رو بعداً اجرا کنیم چون پسرا باید شام درست می‌کردن. با نیایش و پریا و آرام، یازده‌تایی بازی می‌کردیم. آرام نگاهم کرد و گفت: – این دست تموم شد، بیا بریم یکم قدم بزنیم. متفکر گفتم: – باشه، ولی دور نشیم. جنگله، شب هم هست، خطرناکه! سر تکون داد و دست آخرمون رو بازی کردیم. با آرام بلند شدیم و زیر سنگینی نگاه مهراد و امیر، از چادر و بچه‌ها دور شدیم. چراغ‌قوه رو کمی بالا گرفتم، نفس عمیقی کشیدم و با چوب راه می‌رفتم. – پات بهتره؟ به پاهام زل زدم و گفتم: – آره، خوبم. چند بار نفس عمیق کشیدم. – آیلین، به نظرت من دیوونم؟ متعجب نگاهش کردم و گفتم: – نه! آخه چرا؟

دانلود کتاب رمان پانتومیم از مرجان فریدی

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان پانتومیم

رایگان
رمان تیمارستانی ها

رمان تیمارستانی ها

مرجان فریدی
رایگان
حاج مم جعفر در پاریس

حاج مم جعفر در پاریس

ایرج پزشک زاد
رایگان
نیرنگستان

نیرنگستان

صادق هدایت
رایگان
رمان سهم من از زندگی

رمان سهم من از زندگی

آرامش عشق
رایگان
جایی دیگر

جایی دیگر

گلی ترقی
رایگان
رمان الهه بانو

رمان الهه بانو

افرا شریفی
رایگان
رمان آن نیمه دیگر

رمان آن نیمه دیگر

آنیتال
رایگان
رمان سلطنت

رمان سلطنت

فاطمه افکاری
رایگان
رمان آغوش غریب

رمان آغوش غریب

فاطمه زهرا سعیدی
رایگان
رمان دل مرده

رمان دل مرده

و رحیمی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سهم من از زندگی از آرامش عشق (رایگان)
  • دانلود کتاب جایی دیگر از گلی ترقی (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان الهه بانو از افرا شریفی (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)
  • دانلود کتاب ارباب و بنده از لئو تولستوی (رایگان)
  • دانلود کتاب ذن می گوید از دسایی جیه جونگ (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.