BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان گاردریل
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان گاردریل

کتاب رمان گاردریل

نوشته‌ی دنیا میری
ناشر آزاد
سال انتشار 1404
تعداد صفحات 426 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 86

درباره کتاب رمان گاردریل

درون من گرگی نهفته است، زخمی و فرسوده از جنگ‌های بی‌پایان برای بقا. او در ژرفای غاری تاریک، پناه گرفته و زخم‌هایش را آرام می‌لیسد. اما روزی که زمان انتقام فرا رسد هیچ‌کس از خشم او در امان نخواهد بود؛ همه را به تاریکی غار خواهم کشاند.

بخشی از متن کتاب رمان گاردریل

سوین که تازه به جمع ما پیوسته بود لبخندی رو به عسل زد و گفت: -خوش اومدی عسل. -عسل: مرسی عزیزم -سوین: شما باهم آشنا شدید؟ پیش دستی کردم و قبل از اینکه عسل چیزی بگوید، گفتم: آره دیشب عسل جونو دیدم الانم داشتم بهش میگفتم که قراره زن عموی تو بشم سوین با شنیدن حرفم چشم هایش درشت شد و متعجب نگاهم کرد لبخندی که قصد خودنمایی روی لبم را داشت به سختی محو کردم و چشمکی به سوین زدم عسل: مبارکه انتظار داشتم به ما هم بگید نیوان میخواد ازدواج کنه سوین که با دیدن چشمکم متوجه شده بود قصد اذیت کردن دارم چهره اش را از آن حالت شگفت زده خارج کرد و گفت: یهویی شد عزیزم ایشالا عروسیشون دعتتون میکنیم. لبخند مصنوعی زد و از سوین تشکر کرد اما نگاهش به من بود کاملا خصمانه و پر کینه انگار با نگاهش تهدیدم میکرد.

اهمیتی ندادم و روبه سوین گفتم: من میرم تو عزیزم اگه کاریم داشتی صدام کن سوین لبخند زد و باشه ای گفت نگاهم را به اطراف چرخاندم خبری از واتیار نبود کل حیاط را از نظر گذراندم اما نبود. بیخیال شانه ای بالا انداختم و به طرف داخل رفتم جلوی ورودی که رسیدم نیوان در حال بیرون آمدن بود از کنارم که رد میشد لبخندی زد و آرام گفت: فعلا هنوز دو قدم بیشتر فاصله نگرفته بود که صدایش زدم به طرفم چرخید: -جانم چیزی احتیاج داری؟ با دیدن این همه مهربانی اش عذاب وجدان میگرفتم خجالت زده سرم را پایین انداختم و با لحن معذبی گفتم: -من فکرامو کردم با مکث کردم گفتنش برایم سخت بود حس خوبی به این قضیه نداشتم دست راستم را مشت کردم و ناخن های بلندم را به کف دستم فشار دادم دستم سوزش گرفته بود اما از فشارش کم نکردم انگار قصد تنبیه خودم را داشتم -با تصمیمتون موافقم

یعنی میدونید فکر میکنم چاره ای جز این ندارم بخدا دلم نمیخواست برای شما هم دردسر درست کنم ولی انگار مجبورم دست راستش را داخل جیبش برد و مهربان گفت: -این حرفو نزن من خودم خواستم تن صدایش را پایین آورد و زمزمه کرد: از ته دلم نمیدانستم این حرف نیوان را چطور تعبیر کنم ولی مطمئنا این رفتار هایش به نفع من تمام میشد -مرسی که کمکم میکنید واقعا تو این شرایط تنها امیدم به شماس بعد از تمام شدن حرفم صبر نکردم تا نیوان چیزی بگوید و به داخل رفتم روی مبل تک نفره ی نشیمن طبقه بالا نشستم و فکر کردم چطور میتوانم به ان مدارکی که میخواهم دسترسی پیدا کنم. حالا که هم نامدار نبود و هم نیوان فرصت مناسبی بود تا از چیزی که یک سال است سوهان روحم شده مطمئن شوم به طرف اتاق واتیار رفتم نمیدانستم چطور آنقدر راحت به او اعتماد کردم اما تنها کسی که آنجا میتوانست کمکم کند واتیار بود

امیدوار بودم داخل اتاقش باشد و برای پیدا کردنش لازم نباشد کل عمارت را بگردم با دو انگشتم تقه ای به در زدم. خیلی سریع در را باز کرد انگار پشت در ایستاده بود نگاهی به سر تا پایم انداخت و با لحن سردی پرسید: چی میخوای؟ دلم میخواست جواب کوبنده ای به این مدل حرف زدنش بدهم اما حالا وقتش نبود نگاهم روی بازوی لخت و آن خالکوبی های عجیبش نشست سوال های زیادی درمورد زندگی واتیار ذهنم را درگیر کرده بود ولی اصلا دلم نمیخواست با پرسیدن سوال شخصی خودم را به او نزدیک کنم فعلا کارهای مهمتری برای انجام دادن داشتم آرام بازدمم را بیرون دادم و گفتم: به کمکت احتیاج دارم. چشم هایش را تنگ کرد و اخم کمرنگی بین ابرو هایش نشاند -واتیار: چه کمکی؟؟ خواهش کردن از واتیار برایم عذاب آور بود ولی ظاهرا مجبور بودم -میشه میشه یه بار دیگه دوربینارو از کار بندازی؟؟

دانلود کتاب رمان گاردریل از دنیا میری

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان گاردریل

رایگان
رمان کنت لیمویی

رمان کنت لیمویی

دنیا میری
رایگان
رمان فردا بدون من

رمان فردا بدون من

آتوسا مهریار
رایگان
رمان اوج لذت

رمان اوج لذت

بار بارا کارتلند
رایگان
رمان مهناز زنی شانزده ساله

رمان مهناز زنی شانزده ساله

آرام
رایگان
جوانه های پائیزی

جوانه های پائیزی

پرویز قاضی سعید
رایگان
حجله ای در شهر ممنوع

حجله ای در شهر ممنوع

پرویز قاضی سعید
رایگان
رمان رهایی از منجلاب

رمان رهایی از منجلاب

ملکه یخی
رایگان
رمان عشق شبانه

رمان عشق شبانه

ترمه
رایگان
رمان صدای بارون عطر نفسهات

رمان صدای بارون عطر نفسهات

هاوین امیریان
رایگان
رمان مایدا

رمان مایدا

ویولا

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب رمان فردا بدون من از آتوسا مهریار (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان اوج لذت از بار بارا کارتلند (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان مهناز زنی شانزده ساله از آرام (رایگان)
  • دانلود کتاب جوانه های پائیزی از پرویز قاضی سعید (رایگان)
  • دانلود کتاب حجله ای در شهر ممنوع از پرویز قاضی سعید (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب ویلیام فاکنر از ویلیام ون اوکانر (رایگان)
  • دانلود کتاب ژان کریستف از رومن رولان (رایگان)
  • دانلود کتاب سفر به قطب شمال از ژول ورن (رایگان)
  • دانلود کتاب آن سوی نیمه شب از سیدنی شلدون (رایگان)
  • دانلود کتاب بازماندگان از کلی بلر (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.