BoOoOok.ir
  • ورود
لوگو بوک
  • بوک دات آی آر
  • دسته بندی موضوعی
    • آموزشی
    • بیوگرافی
    • پزشکی
    • تاریخی
    • جغرافیا
    • درسی
    • رمان ایرانی
    • رمان خارجی
    • روانشناسی
    • زبان اصلی
    • سیاسی
    • شعر و ادبیات
    • فلسفی
    • کتاب صوتی
    • کسب و کار
    • مذهبی
    • موسیقی
    • موفقیت و سبک زندگی
    • هنر
    • ورزشی
    صفحه نویسندگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کتاب
  • رمان ایرانی
  • رمان یلدا
کتابخانه بووک
معرفی و دانلود کتاب
رمان یلدا

کتاب رمان یلدا

نوشته‌ی مرتضی مودب پور
ناشر اینترنتی
سال انتشار 1403
تعداد صفحات 521 صفحه
نوبت چاپ چاپ اول
بازدید 798

خلاصه کتاب رمان یلدا

این رمان، روایتگر سرگذشت سیاوش است؛ پسری جوان که با دوست دیرین‌، نیما ، پیوندی میاناش و صمیمی دارد. سیاوش دلباخته‌ای دختر همسایه می‌شود، در حالی که نیما دل در گرو سیما ، خواهر سیاوش، دارد. در خلال این داستان عاشقانه، دختری با گذشته‌های تاریک و رنج‌آور پا به صحنه می‌گذارد. دختری که گرفتار بیماری ایدز است و حضورش، سایه‌ای از خطر و تلخی بر زندگی اطرافیان می‌افکند. او، بی‌پرده، حکایت زندگی دردناک خود را بازگو می‌کند.

بخشی از متن کتاب رمان یلدا

داشتم چی می گفتم؟ مادرم کی بود؟ رفیقم نیما نمی دونم، یکی بود می گفت من مادرم اوا! خدا مرگم بده! گفته من شفیقم مادرم پرید و رفت طرؾ آیفون. ماها مرده بودیم از خنده! مادرم در رو وا کرد و به نیما گفت بیا برو خونه تون! می دونستم تو بالاخره یه شری بپا می کنی! بیا برو ببینم نیما الان که نمی تونم جلو اینا بدوام برم زهره خانم. بذارین بیان تو بشینن، بعد من میرم مادرم از دست تو یه خواستگار جرات نمی کنه پاشو بذاره تو این خونه نیما زشته بخدا! صداتون می ره بیرون ها! برین جلو حداقل استقبالشون! دخترتون خواستگار نداره به من !چه مربوطه مادرم بذار اینا بیا و برن، من می دونم و تو خلاصه مادرم رفت به استقبال مهمونا و یه خرده بعد با هم اومدن تو خونه و سلام و احوالپرسی شروع شد و تا کوروش خان که یه جوون حدود سی ساله بود رسید جلوی نیما و باهاش سلام و احوالپرسی کرد.
نیما همونجور که باهاش دست می داد گفت خوبین شما کوروش خان؟ این یه ساله که ندیدم تون چه داؼون شدین! حتما از مشؽله زیاده! بفرمائین تو! خیلی خوش آمدین بیچاره کوروش دمػ شد اما بروی خودش نیاورد وشروع کرد یا بقیه سلام و علیک کردن و همگی رفتن تو سالن و نشستن من مخصوصا رفتم کنار نیما که اگه خواست کاری بکنه و یا چیزی بگی حواسم بهش باشه. می دونستم اونقدر سیما رو دوست داره که برای بهم زدن خواستگاری از هیچ کاری رو برگردون نیس! خلاصه همه نشستن و من برگشتم با آقای شفیق که این طرفم نشسته بود احوالپرسی کردم، کمی حرؾ زدیم که یه دفعه متوجه شدم نیما بؽلم نیس! یه خرده صبر کردم، اومدم بلند شم که نیما با یه سینی چایی پیداش شد! مادرم لبش رو گاز گرفت و به نیما چشم ؼره رفت! اما نیما سرش به کار خودش گرم بود.
به همه چایی تعارؾ کرد ؼیر از کوروش بدبخ! آخر از همه سینی رو برد جلوی کوروش! مادر کوروش یه خرده بعد گفت پس سیما خانم کجا تشریؾ دارن؟ تا مادرم اومد جواب بده که نیما گفت همین پیش پای شما تشریؾ آوردم. یه خرده خسته بودن، رفتن کمی دراز بکشن که سر حال بیان! تا شما چایی تون رو میل کنین و دهن تون رو شیرین بفرمائین، می آن خدمتتون پدرم که داشت از خنده می ترکید بلند شد و به هوای اینکه سیما رو صدا کنه رفت از سالن بیرون! من به » این کارای نیما عادت داشتم و می تونستم جلوی خنده م رو بگیرم. آقای شفیق و خانمش و کوروش یه نگاهی بهم کردن و هیچی نگفتن. مادرم داشت حرص می خورد که نیما بلند شد و شیرینی رو ورداشت و به همه تعارؾ کرد و آخرش آورد جلوی کوروش. کوروش یکی ورداشت اما نیما به زور چند تا شیرینی گذاشت تو بشقابش و گذاشت.
رومیزی که جلوی کوروش بود. موروش بدبختم یه حساب اینکه نیما داره بهشمحبت می کنه ازش تشکر کرد! نیما تا نشست، شروع کرد به میوه پوست کندن. همونجور که با کوروش حرؾ می زد، تند تند سیب و پرتؽال نارنگی و خیار و کیوی و موزم براش پوست کند و دو تا بسقاب رو پر کرد و گذاشت جلوی کوروش! بیچاره ی کوروشم هی ازش تشکر می کرد. اونقدر به حرفش کشیده بود و از کارش و قدیم ها و این چیزا حرؾ زد که کوروش وقت نمی کرد جواب بده! یه خرده بعد نیما بلند شد و یه زیر دستی م شکلات پر کرد و اونم گذاشت جلوی کوروش و بعد شروع کرد به تعارؾ کردن. بعدشم دستاش رو باچند تا دستمال کاؼذی پاک کرد و دستمال ها رو مچاله کرد و گذاشت گوشه ی میز کوروش بیچاره! من یه وقت متوجه شدم که رومیزی که جلوی کوروشه، دو تا بشقاب پر میوه ویه بشقاب پر شیرینی و یه بشقاب پر شکلاته!

دانلود کتاب رمان یلدا از مرتضی مودب پور

دانلود کتاب با لینک مستقیم PDF

کتاب های مشابه رمان یلدا

رایگان
رمان خواستگاری یا انتخاب

رمان خواستگاری یا انتخاب

مرتضی مودب پور
رایگان
رمان یاسمین

رمان یاسمین

مرتضی مودب پور
رایگان
رمان گندم

رمان گندم

مرتضی مودب پور
رایگان
رمان پریچهر

رمان پریچهر

مرتضی مودب پور
رایگان
رمان شیرین

رمان شیرین

مرتضی مودب پور
رایگان
رمان دریا

رمان دریا

مرتضی مودب پور
رایگان
حاج مم جعفر در پاریس

حاج مم جعفر در پاریس

ایرج پزشک زاد
رایگان
نیرنگستان

نیرنگستان

صادق هدایت
رایگان
رمان سهم من از زندگی

رمان سهم من از زندگی

آرامش عشق
رایگان
جایی دیگر

جایی دیگر

گلی ترقی

دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه لغو پاسخ

گزارش کپی‌رایت

رمان ایرانی

  • دانلود کتاب حاج مم جعفر در پاریس از ایرج پزشک زاد (رایگان)
  • دانلود کتاب نیرنگستان از صادق هدایت (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان سهم من از زندگی از آرامش عشق (رایگان)
  • دانلود کتاب جایی دیگر از گلی ترقی (رایگان)
  • دانلود کتاب رمان الهه بانو از افرا شریفی (رایگان)

رمان خارجی

  • دانلود کتاب کمدی انسانی از انوره دو بالزاک (رایگان)
  • دانلود کتاب سیلاب آهن از الکساندر سرافیموویچ (رایگان)
  • دانلود کتاب بچه های محل و راز دستکش سیاه از پل ژاک بونزون (رایگان)
  • دانلود کتاب ارباب و بنده از لئو تولستوی (رایگان)
  • دانلود کتاب ذن می گوید از دسایی جیه جونگ (رایگان)

پربازدیدترین‌ها

تمامی حقوق این وب‌سایت متعلق به بوک دات آی آر است. استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک مستقیم مجاز است.