رایگان
اجتماع اکثرا روی عوامل گوناگون، به طور سطحی و انتقامی و عادی قضاوت کرده و دیگر به اصل و ریشه آن کار ندارد. در حالیکه نویسنده این کتاب که خود از میان طبقات پایین برخاسته و در اثر تربیت غلط کارش به جرم و جنایت کشیده، سعی کرده که به علل تجاوز افراد و طغیان آنها بر ضد اجتماع که ممکن است چه با اسلحه و چه با دستکش های بوکس صورت بگیرد، از دریچه روانی نگریسته و آن را به شکل هیجان آورتری تحت بررسی قرار دهد. نویسنده قهرمانش را قاتلی می داند که با تمام قوا و شدت عمل، بر ضد بشریت به مبارزه برخاسته اما عامل انحراف او را اجتماع می داند که وی را اجتماع می داند که به این صورت درآورده. او معتقد است قهرمان داستانش تمایل و اراده شخصی برای کشت و کشتار ندارد ولی اجتماع است که او را عاصی و عصبانی کرده و وی را به طغیان وا می دارد.
دیدگاه کاربران